تبليغاتX
† مژده ی عصر جدید †

کتاب مقدس کتابی بی همتا

 

 رئوس مطالب این فصل          

کتاب مقدس کتابی بی همتا

*مقدمه

* بي همتا به دليل همگوني مطالبش
* بي همتا به دليل توزيع گسترده اش
* بي همتا به دليل ترجمه اش
*بي همتا به دليل بقايش
     در طول زمان
     در طي جفاها
     در مقابل انتقادات
* بي همتا دليل تعاليمش
     بي همتاييِ پيشگويي هايش
     بي همتايي تاريخش
     بي همتايي ماهيتش
* بي همتا به دليل تاثيرش بر ادبيات
* بي همتا به دليل تاثيرش بر تمدن
*نتيجه گيري معقول

   

               * مقدمه

بارها و بارها از من پرسيده اند:« شما كه كتاب مقدس را مطالعه نمي كنيد، اينطور نيست؟» گاهي نيز به من گفته اند:«كتاب مقدس هم كتابي چون ديگر كتاب هاست و در كنار آثاري چون...» سپس به ذكر چند كتاب از كتب مورد علاقه شان پرداخته اند. اشخاص بسياري را مي شناسيم كه در كتابخانه شان كتاب مقدس دارند. آنها مغرورانه به من مي گويند كه كتاب مقدس آنها در كتابخانه شان در قفسه اي قرار گرفته كه آثار بزرگي چون[اوديسه]هومِر،[رومئو و ژوليت] شكسپير، يا [غرور و تعصب] آستين در آن جاي دارند.

ممكن است بر كتاب مقدس آنها گرد و خاك نشسته باشد يا مانند روز اولي كه آن را خريده بودند تميز و دست نخورده باقي مانده باشد، اما به هر حال آنها كماكان بر اين باورند كه كتاب مقدس نيز يكي از آثار ادبي كلاسيك محسوب مي شود. ممكن است برخي نيز نظراتي تحقير آميز در مورد كتاب مقدس داشته باشند و شايد اين فكر به نظرشان تمسخر آميز بيايد كه ممكن است حتي كسي نيز يافت شود كه آنقدر كتاب مقدس را جدي بيانگارد كه مدت زماني را نيز به خواندن آن اختصاص دهد. براي چنين اشخاصي داشتن نسخه اي از كتاب مقدس در كتابخانه شان نشانه جهالت است.

وقتي هنوز مسيحي نبودم و مي كوشيدم ثابت كنم كه كتاب مقدس كلام خدا نيست، سوالات و نظريات مطرح شده در سطور فوق مرا آشفته خاطر مي ساخت. در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه چنين سوالاتي سخناني پيش پا افتاده هستند كه از سوي اشخاصي متعصب و اسير پيشداوري و يا كم اطلاع اظهار مي شوند. كتاب مقدس بايد به تنهايي در بهترين قفسه كتابخانه هر شخص قرار بگيرد. كتاب مقدس كتابي بي همتا است. آري، جان كلام اين است!

موضوعاتي كه من با آنها دست و پنجه نرم مي كنم تا در نهايت بتوانم اين موضوع را توضيح دهم كه كتاب مقدس چيست، در كلمه [بي همتا] خلاصه مي شوند. به نظر من هنگامي كه لغت نامه وِبستر به تعريف كلمه [بي همتا] پرداخته است، حتماً اين [ملكه كتاب ها] را در نظر داشته است، زيرا در تعريف كلمه بي همتا چنين نوشته است: «1-يگانه و واحد، تك، بي همتا. 2- متفاوت از هر چيز ديگر، چيز كه مساوي و مشابه آن نتوان يافت.»


پرفسور مونتي اِرو ويليامز(M. Montiero-Williams) نيز كه قبلاً استاد زبان سانسكريت در [بودن] بوده است، معتقد است كه كتاب مقدس كتابي بي همتاست. او پس از چهل و دو سال مطالعه و بررسي كتب شرقي، آنها را با كتاب مقدس مقايسه كرده، مي گويد:

«اگر بخواهيد، مي توانيد اين كتب را در سمت چپ ميز مطالعه تان روي هم بگذاريد؛ اما لطفاً كتاب مقدس را تنها و مجزا در سمت راست ميز مطالعه تان بگذاريد و حتماً مراقب باشيد كه شكافي گسترده در ميان آنها باشد زيرا... بين كتاب مقدس و ديگر كتبي كه كتب مقدس شرق نام گرفته اند، شكافي وجود دارد كه كتاب مقدس را از اين كتب به شكلي كامل و قطعي و از براي هميشه جدا مي سازد... شكافي تمام عيار كه هيچ نوع معرفت ديني نمي تواند آن را پُر سازد.»   (Collett, AAB, 314, 315)
كتاب مقدس بي تنهايي در ميان تمام كتب ديگر سر بر افراشته است. كتاب مقدس كتابي بي همتاست.«متفاوت از همه كتب ديگر.» اكنون بر اساس دلايل ذيل به توضيح اين امر مي پردازيم كه چرا كتاب مقدس بي همتاست[البته دلايل بسيار ديگري نيز وجود دارند كه مجال پرداختن به آنها نيست.]

 

             ۱- بي همتا به دليل همگوني مطالبش


كتاب مقدس تنها كتابي است كه:


1- در طي هزار و پانصد سال به نگارش در آمده است.


2- توسط چهل نويسنده از ميان طبقات مختلف اجتماع به نگارش در آمده است كه شامل پادشاهان، فرماندهان لشكري، دهقانان، فلاسفه، ماهيگيران، باجگيران، شاعران، مصنفان موسيقي، دولتمردان، دانشمندان و چوپانان مي شوند.

براي مثال: موسي رهبر سياسي و نيز يك قاضي بود كه در عالي ترين مراكز آموزشي تربيت شده بود.
داود پادشاه، شاعر، مصنف موسيقي، چوپان و يك جنگاور بود.
عموس چوپان بود و يوشَع فرمانده لشكر بود.
نِحِميا، ساقي يك پادشاه بت پرست بود و دانيال، نخست وزير بود.
سليمان، پادشاه و فيلسوف بود.
لوقا طبيب و مورخ بود و پطرس ماهيگير بود.
متي، باجگير و خراجگزار بود.
پولس، معلم شريعت يهود بود و مرقس، منشي و كاتب پطرس بود.


3- كتاب مقدس در نقاط مختلف به نگارش در آمده است:
توسط موسي در بيابان،
توسط اِرِميا در سياه چال،
توسط دانيال در دامان طبيعت و در فقر،
توسط پولس در زندان،
توسط لوقا در حين سفر و توسط يوحنا به هنگام تبعيد در جزيره پَطْمُس.


4- كتاب مقدس در زمان هاي مختلف به نگارش در آمده است: توسط داود در زمان جنگ و گذراندن قرباني و توسط سليمان در زمان جنگ و رفاه.


5- كتاب مقدس در حالي كه اشخاص مختلف حالت خلقي متفاوتي داشته اند، به نگارش در آمده است:
برخي در حالي كه در اوج شادي بوده اند و برخي در حالي كه در عمق غم و نااميدي بوده اند.
برخي در حالي كه از اطمينان و يقين برخوردار بوده اند و برخي در حالي كه با سردرگمي و شك دست و پنجه نرم مي كردند.


6- كتاب مقدس در سه قاره آسيا، آفريقا و اروپا به نگارش در آمده است.


7- كتاب مقدس به سه زبان ترجمه شده است: عبري زبان قوم اسرائيل و نيز زباني است كه تقريباً كل عهد عتيق به آن نوشته شده است. در دوم پادشاهان18: 26-28 و نِحِميا13: 24 اين زبان [زبان يهود] و در اِشْعَيا 19: 18[زبان كنعان] خوانده شده است.
عبري زباني است پر از تصاوير و حركات؛ در اين زبان، افعال علاوه بر صرف شدن، به تصوير نيز كشيده مي شوند. اين زبان همچون تابلو نيست، بلكه مانند تصويري است متحرك.

در اين زبان چرخه امور در چشم ذهن از نو بازسازي مي شود. [به استفاده مكرر از واژه (اينك) در اين زبان توجه كنيد كه در عهد جديد نيز به كار رفته شده است.] عبارات عبري چون[برخاست و برفت]، يا [دهان خود را گشوده... گفت]، [چشمان خود را بلند كرد و ديد]، و [صداي خود را بلند كرد و نگريست] كه به فراواني به كار رفته شده اند، نشان دهنده قدرت تصويري زبان عبري است. (Dockery, FBI, 214)

آرامي زبان رايج در خاورميانه تا زمان اسكندر كبير بود و بين قرن ششم تا چهارم پيش از ميلاد مورد استفاده بوده است. فصل هاي دوم تا هفتم كتاب دانيال و بيشتر قسمت هاي فصل هاي چهارم تا هفتم عَزْرا به زبان آرامي نگاشته شده اند. در عهد جديد نيز در چند جاي محدود، زبان آرامي به كار رفته است كه از اين ميان برجسته ترين مورد فرياد عيسي بر صليب بود كه فرمود:[ايلي، ايلي، لما سبقتني] كه بدين معناست:«الهي، الهي مرا چرا ترك كردي؟»

زبان آرامي به زبان عبري بسيار نزديك بوده، ساختاري مشابه آن دارد. متون آرامي كتاب مقدس با همان الفباي عبري نگاشته شده اند. زبان آرامي در تقابل با زبان عبري از واژگان بيشتري بهره مي گيرد كه شامل لغات بسياري مي شود كه از زبان هاي ديگر به عاريت گرفته شده اند و حرف ربط بيشتري را نيز مورد استفاده قرار مي دهد. در اين زبان همچنين افعال از طيف گسترده تري از زمان ها برخوردارند. اگر چه زبان آرامي در مقايسه با زبان عبري از نظر خوش آوايي و شاعرانگي در مرتبه پايين تري قرار دارد، اما به لحاظ وسيله اي براي بياني دقيق، در مرتبه اي بالاتر از آن قرار مي گيرد.

در میان زبان هاي شناخته شده، زبان آرامي داراي طولاني ترين تاريخ زنده و متداوم است. اين زبان در دوران پاتريارخ هاي كتاب مقدس مورد استفاده بود و در عصر حاضر نيز گروه معدودي به آن تكلم مي كنند. زبان آرامي و خويشاوندان زبان سِرياني در مكان ها و زمان هاي مختلف به شكل لهجه ها و گويش هاي متعددي در آمده است. اين زبان به واسطه سادگي، وضوح و دقتش به آساني پاسخگوي نيازهاي مختلف حيات روزمره بوده است. اين زبان به همين شكل به خوبي در خدمت دانشمندان، دانش پژوهان، وكيلان و تجار قرار گرفته است. برخي نقش آن را در زبان هاي سامي معادل نقشي مي دانند كه امروزه انگليسي براي ما ايفا مي كند.( Dockery, FBI, 221)
يوناني زباني است كه تقريباً تمامي عهد جديد به آن نوشته شده است. همانگونه كه در زمان معاصر، زبان انگليسي به زبان بين المللي تبديل شده است، زبان يوناني نيز زبان بين المللي مورد استفاده در زمان مسيح بود. خط يوناني بر اساس الفبايي بود كه احتمالاً از فِنيقي ها بر گرفته شده بود و آنگاه مطابق نظام آوايي زبان يوناني و جهت نوشتن آن تغيير و تبديل يافته بود. يوناني ها ابتدا مانند زبان هاي ساميِ غربي از راست به چپ مي نوشتند و سپس چپ به راست شروع به نوشتن كردند. پيروزي هاي اسكندر كبير به گسترش زبان و فرهنگ يوناني كمك شاياني كرد. گويش هاي محلي عمدتاً جاي خود را به زبان يوناني يا [كوينه] (يوناني محاوره اي) دادند...

گويش كوينه اصطلاحات و واژه هاي محلي بسياري را به يوناني رايج در آتن اضافه نمود و بدينسان ان را به زباني تبديل كرد كه بيش از پيش جنبه بين المللي به خود گرفت. ساده شدن دستور زبان يوناني نيز باعث گشت تا اين زبان بهتر بتواند جنبه اي بين المللي داشته باشد. زبان جديد منعكس كننده گفتار ساده و عامه بود و به زبان رايج تجارت و سیاست تبديل گشت. زبان يوناني بخش عمده اي از فخامت خود را از دست داد و در نتيجه دگرگوني آن از كلاسيك يوناني به كوينه، بسياري از تفاوت هاي ظريف معنايي بين واژگانش ناپديد شد. با اين حال، وپژگي هاي اصلي خود چون صلابت، زيبايي وضوح و نيز قدرت منطقي در بيان معاني را حفظ كرد.


این موضوع شایان توجه است که پولس رسول در نوشتن نامه به مسیحیان روم، به جای استفاده از زبان لاتین از زبان یونانی استفاده کرد. امپراتوری روم در آن زمان از نظر فرهنگی کاملاً تحت تسلط فرهنگ یونانی بود و صرفاً امور کشورداری بر اساس فرهنگ لاتینی انجام می شد. زبان عهد جدید که یونانی است، زبانی غنی است و این قابلیت را دارد که دقیقاً معانی ای را انتقال دهد که مد نظر نویسنده بوده است.

برای مثال، عهد جدید برای واژه [محبت] دو واژه را به کار می گیرد(که بیانگر دو نوع محبت هستند)؛ یا برای کلمه [دیگر] نیز از دو واژه استفاده می کند (که برای اشاره به "دیگری از همان نوع" و دیگری از نوع متفاوت" به کار گرفته می شوند.) همچنین برای شکل های مختلف شناخت و معرفت، از کلمات متعددی استفاده می کند. توجه به این نکته مهم است که بعضی از کلمات مانند eros (عشق شهوانی) و کلمات دیگری که در فرهنگ یونانی آن زمان متداول بود، مطلقاً در عهد جدید مورد استفاده واقع نشده اند. (Dockery, FBI, 224-25, 227)


8- کتاب مقدس در سبک های مختلف ادبی به نگارش در آمده است که عبارتند از:
شعر،
روایت تاریخی،
سرود،
داستان عاشقانه،
رساله تعلیمی،
مکاتبات شخصی،
خاطره نویسی،
هزلیات،
زندگی نامه،
زندگی نامۀ شخصی،
احکام شریعت،
نبوت و پیشگویی،
مَثَل و حکایت و تمثیل.


9- کتاب مقدس به صداها موضوع مناقشه برانگیز می پردازد، موضوعاتی که هنگامی که ذکر می شوند یا مورد بحث قرار می گیرند، دیدگاه های متضادی در موردشان بیان می شود. نویسندگان کتاب مقدس به صدها موضوع بحث انگیز می پردازند [موضوعاتی چون ازدواج، طلاق، ازدواج مجدد، همجنس گرایی، زنا، اطاعت از مراجع قدرت، راست گویی و دروغ گویی، تحول شخصیت، تربیت فرزندان، ماهیت خدا و مکاشفۀ الهی]. اما از کتاب پیدایش تا کتاب مکاشفه، تمام نویسندگان کتاب مقدس به این موضوعات به شکلی هماهنگ می پردازند که میزان این هماهنگی حیرا انگیز می نماید.


10- کتاب مقدس علیرغم تنوعی که در آن وجود دارد، بیانگر یک داستان واحد است که همانا رهایی انسان از گناه توسط خداست. نورمَن گایسلر و ویلیام نیکس(N. Geisler  و W. Nix) این موضوع را بدین شکل بیان کرده اند:

«"بهشت گمشده" کتاب پیدایش به "بهشت بازیافتۀ" مکاشفه تبدیل می شود. در حالی که در پیدایش دری که به درخت حیات منتهی می شد بسته می شود، در کتاب مکاشفه این در تا به ابد باز می شود.» موضوع واحدی که در کتاب مقدس به چشم می خورد، عبارت است از نجات از گناه و محکومیت، و دستیابی به حیاتی که دگرگونی کامل و برکت پایان ناپذیر بر آن حاکم است، حیات در حضور خدای واحد و رحیم و مقدس.

 
11- و آخرین نکته و مهم ترین آنها، برجسته ترین شخصیت کتاب مقدس، خدای واحد حقیقی و زنده است که خود را در عیسی مسیح بر بشر آشکار ساخته است. ابتدا نگاهی به عهد عیتق بیاندازیم:

شریعت "بنیان" را برای مسیح فراهم می سازد، کتب تاریخی "آمادگی" برای ظهور مسیح را نشان می دهند؛ آثار شعری "اشتیاق" به ظهور مسیح را بیان می کنند؛ و پیشگوییهای کتاب مقدس "انتظار" برای ظهور مسیح را می نمایانند.

در عهد جدید « "اناجیل ... ظهور" تاریخی مسیح را نشان می دهند؛ کتاب اعمال رسولان "ترویج" مسیح و پیام او را عرضه می دارد؛ رسالات، رخداد ظهور او را "تفسیر" می کنند؛ و در کتاب مکاشفه می توان "به کمال رسیدن" تمام اموز زا در مسیح مشاهده کرد.»(Geisler/Nix, GIB 86, 29) کتاب مقدس از ابتدا تا به انتها کتابی مسیح محور است.
بنابراین اگر چه کتاب مقدس شامل کتب بسیاری است که توسط نویسندگان متعدد به نگارش در آمده اند، تداوم مطالب آن نشان می دهد که کتابی واحد است.

همانگونه که بروس (F. F. Bruce) می گوید:

«هر عضو از اندام های بدن انسان را فقط در محدودۀ کل بدن می توان به درستی توصیف کرد. به همین شکل نیز هر قسمت از کتاب مقدس را نیز در ارتباط با کل کتاب مقدس می توان به درستی توصیف کرد که توصیف شود.» هر یک از کتب کتاب مقدس همانند فصلی از یک کتاب است که کل آن را کتاب مقدس می خوانیم.


بروس ادامه داده، می گوید: «کتاب مقدس در نگاه اول، به شکل یک مجموعۀ ادبی به نظر می آید که عمدتاً شامل کتب یهودی است. این کتاب ها در یک دوره زمانی 1400 ساله به نگارش در آمده اند. نویسندگان آن در سرزمین های مختلف می زیسته اند که از یکسو به ایتالیا و از سوی دیگر به بین النهرین و احتمالاً ایران می رسید.

نویسندگان آن نه فقط به واسطه صدها سال فاصله زمانی و صدها کیلومتر فاصله مکانی از یکدیگر جدا بودند، بلکه به طبقات و گروه های متفاوت اجتماعی نیز تعلق داشته اند. در میان آنها می توانیم پادشاهان، گله داران، سربازان، قانون گزاران، ماهیگیران، دولتمرادان، درباریان، کاهنان و انبیا، یک استاد شریعت خیمه دوزو یک طبیعت غیر یهودی را مشاهده کنیم.


البته این فهرست شامل نویسندگانی نمی شود که بجز نوشته هایشان، اطلاعی دیگری از آنها نداریم. مطالب کتاب مقدس به سبک های بسیار متنوع ادبی نگشاته شده اند، نظیر روایات تاریخی، احکام شرعی (مربوط به امور مدنی، جزایی، مناسک عبادی، رسالات تعلیمی، و امور بهداشتی)، اشعار مذهبی، رسالات تعلیمی، شعر تغزلی، حکایات و تمثیل، زندگی نامه، مکاتبات شخصی، خاطرات شخصی و یادداشت ها؛بعضی سبک ها نیز فقط در کتاب مقدس به کار رفته، نظیر نبوت و آثار آخرالزمانی.
با همه این اوصاف، کتاب مقدس صرفاً گلچینی از مطالب بی ربط نیست بلکه وحدتی در آن وجو دارد که کل قسمت های آن را به هم پیوند می دهد. گلچین ادبی را یک متخصص فن گردآوری می کند؛ اما کتاب مقدس محصول کار هیچ متخصص ادبی نیست.» (Bruce, BP. 88)


کتاب مقدس را با مجموعه ای متشکل از آثار کلاسیک غرب که [کتب بزرگ جهان غرب] نام گرفت مقایسه کنید. این مجموعه [کتب بزرگ] شامل منتخبی از بیش از 450 اثر می شود که تقریباً توسط صد نویسنده در طول بیست و پنج قرن به نگارش در آمده است. برای مثال، به چند تن از نویسندگانی که آثارشان دراین مجموعه گنجانیده شده اشاره می کنیم:

هومِر، اَفلاطون، اَرسطو، فلوطین، آگوستین، آکوئیناس، دانته، هابِز، اسپینواز، کالوین، روسو، شکسپیر، هیوم، کانت، داروین، تولستوی، وایتهِد، و جویس. در حالی که این اشخاص بخشی از سنت اندیشۀ غرب هستند، دیدگاه آنها در مورد یک موضوع خاص به شکل باور نکردنی متفاوت از یکدیگر است. و اگر چه در دیدگاه های آنها برخی نکات مشترک وجود دارد، اما می توان در آنها نگرش و برداشت های متعارض و متضاد بسیاری را مشاهده نمود. در واقع آنها در طرز فکر خود دیدگاهی انتقادی را پیشه می کنند و اندیشه های مهمی را که توسط پیشینیانشان ارائه شده، رد می کنند.


یکی از نمایندگان فروش [کتب بزرگ جهان غرب] روزی به منزل من آمد. وی دنبال آن بود تا برای این مجموعه فروشندگانی بیابد. او نموداری را به من و همسرم نشان داد که کتب این مجموعه را معرفی می کرد و در مورد این مجموعه پنج دقیقه با ما سخن گفت. سپس من و همسرم یک ساعت و نیم در مورد کتاب مقدس با او سخن گفتیم و آن را به عنوان بزرگترین کتاب همه اعصار معرفی کردیم.

سپس این شخص را در برابر این چالش قرار دادم که فقط ده نفر از نویسندگان مجموعه [کتب بزرگ] را به من معرفی کند که همگی متعلق به یک مسلک و هم نسل بوده، در یک زمان و مکان خاص زیسته باشند، از خلقیات مشابهی برخوردار بوده، در یک قاره سکونت داشته باشند، به یک زبان سخن گفته باشند، و همه به یک موضوعِ بحث برانگیز پرداخته باشند. سپس از او پرسیدم:« آیا همه این نویسندگان در مورد این موضوع بحث برانگیز با هم توافق نظر داشته اند؟» او لحظه ای مکث کرد و پاسخ داد : «خیر!» آنگاه با لحنی طعنه آمیز پرسیدم: «پس شما چه دارید؟» بلافاصله پاسخ داد:«آمیزه ای ناهمگون!»


دو روز پس از آن، وی زندگی خود را تسلیم مسیح کرد. گرچه ما بی همتاییِ کتاب مقدس را مورد بررسی قرار دادیم، این امر به خودی خود ثابت نمی کند که کتاب مقدس کتابی الهامی شده است. اما این توضیحات جویندگان صادق حقیقت را ترغیب می کند که مشاهده کنند که کتاب مقدس به لحاظ همگونی مطالبش کتابی است بی همتا. نماینده فروش [کتب بزرگ جهان غرب] این قدم را برداشت و در فرآیند بررسی این موضوع، نجات دهنده ای را یافت که کتاب مقدس معرفی می کند.


              ۲- بی همتا به دلیل توزیع گسترده اش


ما در مورد برخی  کتب می شنویم که در صدر فهرست کتب پر فروش قرار دارند و صدها هزار نسخه از آنها به فروش رفته است؛ شنیدن چنین موضوعی برای ما تعجب آور نیست. کمتر کتابی را می توان یافت که بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رفته باشد؛ یافتن کتابی که دهها میلیون نسخه از آن به فروش رفته باشد، طبعاً به مراتب دشوارتر است. اما اگر بگوییم که تعداد فروش کتاب مقدس بالغ بر میلیاردها نسخه می شود، چه احساسی به شما دست می دهد؟ مبهوت کننده است، اینطور نیست؟

کل کتاب مقدس و یا بخش هایی از آن، بیش از هر کتاب دیگری در تاریخ فروش داشته است. شاید برخی استدالال کنند که در یک ماه یا یک سال خاص نسخه هایی از یک کتاب بیش از کتاب مقدس فروش داشته است. با این حال، اگر فروش یک کتاب را در کل تاریخ در نظر بگیریم، هیچ کتابی را نمی توان یافت که توان رقابت با کتاب مقدس را داشته باشد.


بر اساس[گزارش توزیع کتب مقدسه در سال 1998]، که از سوی United Bible Societies منتشر شده است، تنها در این سال، سازمان های مرتبط با این انجمن 20 میلیون و هشتصد هزار کتاب مقدس کامل و 20 میلیون و صد هزار عهد جدید و عهد عتیق را در سطح جهان توزیع کرده اند. اگر فقط فروش قسمت هایی از کتاب مقدس(یعنی یکی از کتب مستقل کتاب مقدس) و یا گزیده هایی از آن (یعنی بخش های مختلف از آن را که در مورد یک موضوع خاص گلچین شده اند) در نظر بگیریم، میزان کل توزیع و فروش کتاب مقدس کامل و یا بخش هایی از آن در سال 1998، به رقم حیرت انگیز 585 میلیون نسخه می رسد و این میزان تنها شامل نسخه های توزیع شده انجمن فوق می شود.


به عبارت دیگر، اگر شما تمام کسانی را که در سال گذشته یک کتاب مقدس کامل یا فقط بخش هایی از آن را دریافت داشته اند، در یک جا گرد آورید و در هر پنج ثانیه به هر یک از آنها یک کتاب مقدس بدهید، 92 سال طول می کشد تا آنچه که انجمن فوق در عرض یک سال انجام داده، تحقق یابد. همانگونه که در کتاب مقدس[تاریخچه کتاب مقدس به روایت دانشگاه کمبریج] می خوانیم: «هیچ کتاب دیگری را نمی توان یافت که حتی به آستانه توزیع این کتاب نزدیک شود.»  (Greenslade, CHB, 479)

البته باز منتقدان حق دارند بگویند :«این موضوع ثابت نمی کند که کتاب مقدس کلام خداست.» آری اما این موضوع ثابت می کند که کتاب مقدس بی همتاست.
 

کتاب مقدس

عهد جدید یا عهد عتیق

 بخش هایی از کتاب مقدس

بخش هایی برای نو سوادان

گلچین هایی از کتاب مقدس

 گلچین هایی برای نوسوادان

آفریقا ۲۴۳۶۱۸۷ ۵۴۱۹۱۵ ۱۳۲۵۲۰۶ ۱۴۹۴۹۱۱ ۴۰۲۴۷۶۴ ۳۵۰۰۹۲
آمریکا ۹۸۶۹۹۱۶ ۱۲۷۴۳۲۶۳ ۷۰۷۴۳۱۱ ۶۲۷۷۹۳۶ ۳۱۵۴۶۸۶۲۵ ۲۵۱۲۰۷۵۷
آسیا و اقیانوسی ۶۲۱۳۱۱۳ ۵۳۶۸۴۲۹ ۹۰۰۷۲۸۱ ۸۲۶۲۴۶۲ ۱۵۱۰۴۲۳۴۲ ۹۷۶۵۱۱۹۱
اروپا و خاورمیانه  ۲۲۳۲۲۹۹  ۱۴۶۳۰۲۰  ۱۹۷۳۰۵۴ ۴۹۵۳۰۱  ۲۱۹۷۹۷۵ ۲۷۵۳۵۸
جمع در سال ۱۹۹۸ ۲۰۷۵۱۵۱۵ ۲۰۱۱۶۶۲۷ ۱۹۳۷۹۸۵۲ ۱۶۵۳۰۶۰۱ ۴۷۲۷۳۳۷۰۶ ۳۵۵۱۱۳۹۸

 


              ۳- بی همتا به دلیل ترجمه اش

تعداد ترجمه های انجام شده از کتاب مقدس نیز به اندازه تعداد نسخه های توزیع شده آن حیرت انگیز است. بسیاری از کتاب ها به زبان دیگری ترجمه نشده اند. بسیاری از کتاب هایی نیز که ترجمه شده اند به بیش از دو یا سه زبان ترجمه نشده اند. کمتر کتابی را می توان یافت که به ده زبان ترجمه شده باشد.

بنابر گزارش Bible Societies United، کتاب مقدس یا بخش هایی از آن به بیش از 2200 زبان ترجمه شده است. اگر چه این 2200 زبان تنها شامل یک سوم از 6500 زبانی می شود که در جهان شناخته شده اند، اما این زبان ها وسیله ارتباطی بیش از 90 درصد از ساکنان جهان را تشکیل می دهند(www.biblesociety.org). در تمامی جهان کتاب دیگری را نمی توان یافت که بیشتر از کتاب مقدس ترجمه، ترجمه مجدد و یا ترجمه تفسیری شده باشد.کتاب مقدس یکی از نخستین کتاب های بزرگی بوده است که ترجمه شده است. در حدود سال 250 پیش از میلاد، عهد عیتق که به زبان عبری نگاشته شده بود، به زبان یونانی ترجمه شد و نام سِپتواجینت(یعنی هفتاد Septuagint) بر آن نهاده شد. (Unger, UBD, 1147 )

این ترجمه در وهله نخست برای یهودیانِ یونانی زبان تهیه شده بود که در اسکندریه می زیستند و دیگر قادر به خواندن زبان عبری نبودند.  پس از آن مترجمان، کتاب مقدس یعنی هم عهد عتیق و عهد جدید را به زبان هایی ترجمه کرده اند که بر خی از آنها واجد الفبا و برخی از آنها نیز فاقد الفبا برای نوشتار بوده اند.

فقط سازمان ویکلیف که در زمینه ترجمه کتاب مقدس فعالیت می کند بیش از شش هزار نفر را در استخدام خود دارد که در پنجاه کشور جهان بر روی 850 زبان مختلف کار می کنند تا ترجمه های جدید کتاب مقدس را آماده سازند و یا در حال تجدید نظر در ترجمه های قدیمی هستند.       (Barnes, OCB, 823)

از میان این 850 زبان، گویندگان 468 زبان، نخستین بار است که شاهد ترجمه کتاب مقدس به زبان خود هستند. به گفته تِد بِرگمان که از مسئولان این سازمان است، اگر ترجمه کتاب مقدس با این سرعت ادامه یابد، بین سال های 2007 تا 2022، کتاب مقدس به همۀ گروه های زبانی ترجمه خواهد شد. این امر بدین معناست که ما کمتر از یک نسل با زمانی فاصله داریم که جهان شاهد تحقق این امر خواهد بود که یک کتاب به همه زبان ها ترجمه شده باشد! در تمام تاریخ، کتابی را نمی توان یافت که از نظر تعداد زبان هایی که به آنها ترجمه شده قابل مقایسه با کتاب مقدس باشد.


                    4- بی همتا به دلیل بقایش

* در طول زمان

اگر چه کتاب مقدس ابتدا بر روی مواد فاسدشدنی نوشته شده بود، و صدها سال پیش از اختراع ماشین چاپ باید بارها بارها از آن نسخه برداری می کردند، اما هرگز به سبک و نگارش و صحت مطالب آن خدشه ای وارد نشده و هیچ قسمتی از آن نابود نگشته است. در مقایسه با دیگر آثار مکتوب عهد باستان، مجموع نسخِ معتبرِ باقی مانده از کتاب مقدس بیشتر از کل مجموعه نسخ به جا مانده از ده اثر کلاسیک است.

 
جان وارویک مونتگومِری می نویسد:«اگر بخواهیم برخوردی شکاکانه در مورد نسخه های به جا مانده از عهد جدید در پیش بگیریم، آنگاه اعتبار آثار عهد باستان زیر سوال خواهد رفت زیرا هیچ سند مکتوبی از عهد باستان را نمی توان یافت که به اندازه عهد جدید تحت آزمایش های علمی قرار گرفته باشد.» (Montgomery, HC71, 29)

به همین ترتیب، بروس متزِگِر (B. Metzger)، استاد دانشگاه پرینستون و یکی از بزرگترین منتقدان نسخ کتاب مقدس می گوید که در تقابل با دیگر متون باستان،«کسی که به کار نقادی عهد جدید می پردازد، از وجود کثرت نسخه های موجود حیرت زنده می شود.»     (Metzger, TNT, 34)


بِرنارد رام (B. Ramm) در مورد صحت و تعداد نسخه های کتاب مقدس چنین می نویسد: «یهودیان نسخه های کتاب مقدس را به گونه ای حفظ کردند که تا کنون هیچ کتاب دیگری بدین شکل حفظ نشده است. آنها یک یک حروف، هجاها، و پاراگراف ها را در حاشیه شماره گذاری می کردند. آنها در فرهنگ خود اشخاص خاصی را داشتند که وظیفه شان صرفاً حفظ و انتقال این نسخ با امانت و وفاداری کامل بود که شامل کاتبان، فقها، و نسخه برداران می شد. چه کسی تاکنون حروف هجاها و کلمات اَفلاطون یا اَرسطو و یا سیسِرون و سِنِکا را شمرده است؟»       (Ramm, PCE53, 230-231)


جان لی در مقدمه اثر خود به نام [بزرگترین کتاب جهان]، کتاب مقدس را با آثار شکسپیر مقایسه کرده، می نویسد: «حدود دو قرن پیش، در مقاله ای در مجله American Review North، نویسنده ای مقایسۀ جالبی بین آثار شکسپیر و کتاب مقدس انجام داده است که نشان می دهد که در انتقال نسخ کتاب مقدس دقتی بیش از سایر کتاب ها به کار رفته است. حتی صنعت چاپ نیز نتوانسته صحت کتاب های چاپی را تضمین کند؛ با این وجود، صحت متن کتاب مقدس که با دست نسخه برداری شده، فوق العاده زیاد است.»

او می گوید:« عجیب است که در آثار شکسپیر که حدود 208 سال از چاپ آنها می گذرد خیلی بیشتر از عهد جدید نکات مبهم و خطای محتمل وجود دارد، گرچه عهد جدید هجده قرن از نگارشش می گذرد و در طول پانزده قرن اول موجودیتش، فقط به صورت نسخ دست نویس وجود داشته است. احتمالاً بجز ده یا بیست مورد، درباره آیات عهد جدید در میان محققان توافق نظر کلی وجود دارد و اگر هم اختلاف نظری بین محققان دیده می شود، نه در مورد صحت و اصالت خود کلمات بلکه به تفسیر متفاوت آنها از آیات مربوط می شود. اما در مورد هر یک از سی و هفت نمایشنامۀ شکسپیر در هر اثر حداقل یکصد مورد بحث انگیز دیده می شود که بخش اعظم آنها معنای متن را به شکل جدی دچار تغییر می سازند.» (Lea, GBW, 15)
 
* در طی جفاها


کتاب مقدس در برابر حملات بی رحمانۀ دشمنانش همواره استوار ایستاده است. بسیاری سعی کرده اند آن را بسوزانند، استفاده از آن را منع کنند و« از زمان امپراتوران روم تا عصر ما که در بسیاری از کشورها نظام کمونیستی حاکم بوده استآن را کتابی غیر قانونی اعلام کرده اند.»    (Ramm, PCE53, 232)
در سال 303 میلادی، امپراتور روم دیوکِلسیان، فرمانی صادر کرد که بر اساس آن مسیحیان را از پرستش منع می کردند و کتب مقدس ایشان را نیز نابود می ساختند.«نامه ای حکومتی به همه جا فرستاده شد که بر اساس آن کلیساها باید با خاک یکسان شده و کتب مقدسشان نیز سوزانده می شدند، کسانی که مناصب مهم حکومتی داشتند باید از تمامی حقوق اجتماعی محروم می شدند و اعضای خانوادۀ آنها نیز اگر در اعتراف خود به مسیحیت ثابت قدم می ماندند، از آزادی های مشروع خود محروم می گشتند.» (Greenslade, CHB, 476)
اوزِبیوس، مورخ تاریخ کلیسا در قرن چهارم، می نویسد که بیست و پنج سال پس از صدور فرمان دیوکِلسیان، امپراتور روم کُنستانتین فرمانی صادر کرد تا به هزینه حکومت، پنجاه نسخه کتاب مقدس آماده شود؛ این گزارش وی، تقابل طنزآمیزی را که بین این دو رخداد وجود دارد به خوبی می نمایاند. (Eusebius, EH, VLL, 2, 259)


قرن ها بعد، وُلتِر(Voltaire)، متفکر فرانسوی و مخالف سرسخت مسیحیت که در سال 1778 چشم از جهان فرو بست، گفت که یکصد سال پس از وی مسیحیت از عرصه روزگار رخت بربسته، به تاریخ خواهد پیوست. اما چه اتفاقی افتاد؟ وُلتِر به تاریخ پیوست در حالی که توزیع کتاب مقدس تقریباً در سرتاسر جهان به شکلی فزاینده ادامه دارد و در همه جا باعث برکت است. برای مثال در کشور زنگبار، کلیسای عظیمی وجود دارد که در محلی ساخته شده که قبلاً بازار فروش بردگان بود و میز عشای ربانی دقیقاً در نقطه ای قرار گرفته که قبلاً بردگان را در آن شلاق می زدند. در تاریخ جهان نمونه های مشابه متعددی می توان مشاهده کرد که به گونه ای که شخصی بدرستی می گوید:«تلاش برای متوقف کردن توزیع و انتشار کتاب مقدس به این می ماند که بکوشیم با دست هایمان جلوِ تابش خورشید را بگیریم.» (Collett, AAB, 63)


در خصوص پیشگویی وُلتِر در مورد نابودی مسیحیت و عدم استفاده از کتاب مقدس ظرف مدت صد سال پس از مرگ او، گایسلِر و نیکس می نویسند:«تنها پنجاه سال پس از مرگ او، انجمن کتاب مقدس شهر ژنو دستگاه چاپ او و نیز خانه اش را برای تهیه کتاب مقدس مورد استفاده قرار داد.» (Geisler/Nix, GIB68, 123,124)
دشمنان کتاب مقدس می آیند و می روند اما کتاب مقدس باقی می ماند. چه درست گفت عیسی که: «آسمان و زمین زایل می شود، لیکن کلمات من هرگز زایل نشود.» (مرقس13: 31)

* در مقابل انتقادات


اِچ. هاستینگز (H. Hastings) به شکلی پر صلابت نشان می دهد که چگونه کتاب مقدس در برابر حملات ملحدان و شکاکان استوار و پابرجا مانده است:
«ملحدان به مدت 18 قرن این کتاب را رد کرده و سعی در بی اعتبار کردنش داشته اند. با این حال، این کتاب چون صخره ای استوار ایستاده است. توزیع و انتشار آن هر روز فزونی می یابد و کتاب مقدس امروزه بیش از پیش مورد علاقه انسان هاست و به شکل فزاینده ای آن را می خوانند و از آن بهره می گیرند. ملحدان با همه حملاتی که به این کتاب انجام داده اند، تاثیرشان بر آن به عملکرد شخصی می ماند که بخواهد با چکشی کوچک به اهرام مصر ضربه بزند.

هنگامی که پادشاه فرانسه بر آن شد تا در قلمرو فرمانروایی خود مسیحیان را تحت آزار و اذیت قرار دهد، یکی از دولتمردان و مقامات لشکری وی که سِنی از او گذشته بود، به وی گفت: "قربان، کلیسای خدا سندانی است که چکش های بسیاری بر آن خُرد شده اند." به همین شکل نیز چکش ملحدان قرن ها بر این کتاب کوفته شده، اما این چکش ها خرد شده اند، لیکن سندان کماکان باقی است. اگر این کتاب کتاب خدا نبود، انسان ها مدت ها پیش آن را از میان برداشته بودند. امپراتورها و پاپ ها، پادشاهان و کشیشان و حکمرانان به شکل های مختلف دست خود را بر این کتاب دراز کرده اند، اما آنها مرده اند و این کتاب هنوز باقی است.» (Lea, GBW, 17-18)

بِرنارد رام اضافه می کند:
«هزاران بار ناقوس مرگ کتاب مقدس به صدا در آمده است، برای آن مراسم تشییع جنازه برگزار شده است، سنگ قبر آن تراشیده شده، و نوشتۀ سنگ قبر نیز بر آن حک شده است. اما هیچگاه جسدی در قبر قرار نگرفته است. هیچ کتاب دیگری تا این حد مورد حمله و بدگویی قرار نگرفته و هیچ کتاب دیگری را چنین سلاخی و صفاجی نکرده اند و با موشکافی به آن ننگریسته اند. چه در گذشته و چه در زمان حال، چه کتاب دیگری را در زمینه فلسفه یا دین یا روان شناسی یا ادبیات سراغ دارید که به اندازه کتاب مقدس تا این حد تحت حمله بوده باشد؟ کدام کتاب را سراغ دارید که هر فصل و سطر و اصل آن با این میزان بدبینی و شکاکیت مورد بررسی قرار گرفته باشد؟ اما میلیون ها نفر کماکان کتاب مقدس را دوست دارند، آن را می خوانند و عمیقاً آن را بررسی می کنند.» (Ramm, PCE53, 232-233)

 
دانشمندان کتاب مقدس را قبلاً از[نتایج قطعی نقد برتر] سخن می گفتند. اما نتایجی که پیروان نقد برتر به آن رسیدند آنگونه که قبلاً می پنداشتیم قطعی و موثق نبود. برای مثال [نظریه اسناد] را در نظر بگیرید. یکی از علل شرح و بسط این نظریه(به غیر از مسئله بکارگیری نام های مختلف برای خدا در کتاب پیدایش)، این بود که طبق [نتایج قطعی نقد برتر]، تورات(کتب خمسۀ موسی) نمی توانسته در زمان موسی وجود داشته باشد، و حتی اگر هم وجود داشت، به ندرت مورد استافده قرار می گرفت.

بنابراین چنین نتیجه گیری میشد که شخصی بجز موسی بعد ها این کتاب را به نگارش در آورده است. ذهن منتقدان پیرو این نظریه به کار افتاد و این فرضیه به وجود آمد که چهار نویسندۀ مختلف تورات را به وجود آورده اند که آنها را  J و  Eو  PوD نامیدند. این منتقدان ساختارهای پیچیده ای را پیشنهاد می کردند که طبق آنها، گاه اجرای مختلفِ یک آیه به نویسندگان مختلف نسبت داده می شد! مدتی بعد، عده ای [لوح حَمورابی] را کشف کردند. (Unger, UBD, 444)


بر این لوح با حروف میخی جزئیات قانون حَمورابی حک شده بود. آیا این لوح پس از زمان حیات موسی نوشته شده بود؟ خیر! این لوح در واقع حداقل به سه قرن پیش از زمان حیات موسی تعلق دارد(همان مأخذ، صفحه 444). بسیار حیرت انگیز است که حَمورابی می توانسته چنین احکامی در آن دوران به وجود بیاورد، اما موسی نمی توانسته، چرا که چنین تصوری به مذاق این منتقدین خوش نمی آمده است.

 
چه نکته تاریخی طنزآمیزی! اگر چه مشخص شده که بسیاری از بنیان های اساسی نظریۀ اسناد موثق و نتیج آن نادرست است، اما این نظریه کماکان در دانشگاه ها تدریس می شود. طبق [نتایج قاطعِ نقد برتر]، در زمان ابراهیم قوم حِتّی ها وجود نداشتند زیرا خارج از کتاب مقدس اشاره دیگری به آنها وجود ندارد و آنها باید اسطوره باشند. این نظر نیز نادرست است. تحقیقات باستان شناسی اکنون به شواهدی دست یافته است که حاکی از وجود تمدن حِتّی ها است که 1200 سال پابرجا بود.


رادماخِر (Earl Radmacher)، رئیس پیشین دانشگاه الهیات Western Conservative Baptist Seminary، از نِلسون گلوک(N. Glueck)، رئیس پیشین دانشکدۀ الهیات یهود در دانشگاه Hebrew Union College در سین سیناتی و یکی از سه باستان شناس بزرگ معاصر چنین نقل قول می کند:

« روزی داشتم به سخنان گلوک در عبادتگاه اِمانوئل در دالاس گوش می کردم؛ او در حالی که صورتش سرخ شده بود، می گفت: "به من تهمت زده اند که الهام لغوی و جامعِ کتاب مقدس را تعلیم می دهم. اما می خواهم همه بدانند که هیچگاه این موضوع را تعلیم نداده ام. آنچه که من تا بحال گفته ام این بوده که در تمام بررسی های باستان شناختی ام، هیچگاه شیء قدیمی را نیافته ام که با قسمتی از کلام خدا در تضاد باشد."» (Radmacher, PC,50)


رابرت دیک ویلسون، شخصی که به 45 زبان و گویش تسلط دارد، پس از یک عمر مطالعه و بررسیِ عهد عتیق می گوید: «باید این نکته را اضافه کنم که 45 سال بررسی عهد عتیق این اعتقاد را در من راسخ تر ساخته است که در عهد عتیق می توانیم شرح درست تاریخ قوم اسرائیل را مشاهده کنیم» (Wilson, wb, 42)
کتاب مقدس برای ایستادن در برابر منتقدانش از توان بی همتایی برخوردار است. در تمامی آثار ادبی، کتابی چون کتاب مقدس را نمی توان یافت که چنین باشد. یقیناً شخصی که به دنبال یافتن حقیقت است، کتاب مقدس را کتابی خواهد یافت که از همۀ این ویژگی ها برخوردار است. 

 

               5- بی همتایی به دلیل تعالیمش


* بی همتاییِ پیشگویی هایش


ویلبِر اسمیت(Wilbur Smith)، که کتابخانۀ شخصی اش متشکل از بیست و پنج هزار جلد کتاب است، می نویسد:«شخص در مورد مرجعیت و پیام ارائه شده در کتابی که آن را کتاب مقدس می خوانیم، هر نظری هم داشته باشد، باید به این موضوع توجه داشته باشد، که در تمامی جهان این توافق نظر وجود دارد که به دلایل بسیار، این کتاب برجسته ترین اثری است که در طول پنج هزار سال تاریخ بشری به وجود آمده است. این کتاب تنها اثری است که تا کنون توسط انسان یا گروهی از انسانها به وجود آمده است که در آن پیشگویی های بسیاری در ارتباط با برخی ملت ها، قوم اسرائیل، همه مردم جهان، برخی شهرها و نیز آمدن کسی که باید مسیحا خوانده می شد، وجود دارد.

در جهان باستان برای آگاهی از رخدادهای آینده، به غیب گویی متوسل می شدند. اما در میان تمام آثار یونانی و نیز ادبیات لاتین، اگر چه واژه پیشگو و پیشگویی یافت می شود، اما نمی توانیم پیشگویی واقعی و مشخصی را بیابیم که در مورد رخداد تاریخی عظیمی باشد که باید در آینده اتفاق بیافتد. همچنین در این آثار در مورد نجات دهنده ای که از نژاد بشری بر خواهد خاست، هیچ پیشگویی ای نمی توان یافت. مسلمانان نمی توانند به پیشگویی ای اشاره کنند که صدها سال پیش از تولد محمد، ظهور او را پیشگویی کرده باشد. بنیانگذاران مذاهب دیگر نیز نمی توانند متن کهنی را نشان دهند که به طور خاص ظهور ایشان را پیشگویی کرده باشد.» (Smith, IB, 9-10)


گایسلِر و نیکس نیز در این مورد اتفاق نظر دارند. آنها در کتابشان تحت عنوان[مقدمه ای کلی بر کتاب مقدس] که در این زمینه کتابی مرجع محسوب می شود، می نویسند:

«مطابق با کتاب تثنیه فصل 18، اگر یک نبی پیشگویی ایی می کرد که به تحقق نمی پیوست، او نبی ای دروغین محسوب می شد. پیشگویی های بی قید و شرط کتاب مقدس در مورد رخدادها تا کنون همه تحقق یافته اند. صدها پیشکویی که برخی از آنها صدها سال پیش از وقوع یک رخداد نوشته شده اند، بی کم و کاست تحقق یافته اند. زمان تولد مسیح (دانیال فصل 9)، محل تولد او (میکا 5: 2) و چگونگی تولد او (اِشعَیا7: 14) در عهد عتیق پیشگویی شده است. در مورد زندگی، مرگ و رستاخیز او نیز در عهد عتیق ده ها پیشگویی وجود دارد(به اِشعَیا فصل 53مراجعه کنید).
پیشگویی های بسیار دیگری چون نابودی اِدوم (عُوبَدیا فصل1)، لعنت شدنِ بابل(اِشعَیا فصل 13)، نابود شدن صور(حِزقیال فصل 26) و نِینوا (ناحوم فصل های 1تا 3) و بازگشت قوم اسرائیل به سرزمینشان، در کتاب مقدس ذکر شده اند. کتاب های دیگری نیز ادعا می کنند که از الهام الهی برخوردارند. اما هیچیک از آنها حاوی نبوت های پیشگویانه نیستند. در نتیجه، پیشگویی های تحقق یافته به شکلی مجاب کننده نشانگر مرجعیت بی همتا و الهی کتاب مقدس می باشند.»       (Geisler/Nix, GIB86, 196)

*بی همتاییِ تاریخش

از کتاب اول سَموئیل تا دوم تواریخ شاهد تقریباً پنج قرن از تاریخ اسرائیل هستیم.
[تاریخ کهن کمبریج] (جلد 1، صفحه 222) می نویسد:«یقیناً قوم اسرائیل در ثبت تاریخ، از نبوغی چشمگیر بر خوردارند و عهد عتیق حاوی قدیمی ترین تاریخ مکتوب موجود است.»


باستان شناس مشهور، پرفسور آلبرایت، مقاله معروف خود به نام[دوران کتاب مقدسی] را چنین آغاز می کند:

«سنت ملی یهودیان در تصویری که از منشاء قبیله ای و خانوادگی خود ارائه می دهد، سرآمد همه ملل دیگر است. اگر در پی یافتن مورد مشابه در نوشته های مصر و بابِل یا آشور و فِنیقیه یا یونان و روم باشیم، ره به جایی نخواهیم برد. موردی مشابه در سنت قوم آلمانی نیز وجود ندارد. در هندوچین هم موردی مشابه را نمی توان یافت زیرا نخستین خاطرات تاریخی آنها بازمانده تحریف شده سنت سلسله های پادشاهی است که در آن در پس نیمه خدا یا پادشاهی که آغازگر تاریخشان است، ردپایی از چوپان یا دهقان واقعی نمی توان یافت.

نه در قدیمی ترین نوشته های تاریخی هندیان[پوراناها] و نه در آثار نخستین مورخان یونانی، کوچکترین اشاره ای به این واقعیت نمی شود که هم هند_ و _ اروپائیان و هم هِلنی ها قبلاً چادرنشینانی بودند از شمال به سوی محل اقامت بعدی خود مهاجرت کرده اند؛ آشوری ها نیز به شکلی مبهم به یاد می آوردند که حکمرانان نخستین آنها، که نامشان بدون اشاره به اعمالشان باقی مانده، چادرنشین بودند؛ اما اینکه آنها از کجا آمده بودند، موضوعی بود که از دیر باز آن را فراموش کرده بودند.»

 
آلبرایت در مورد فهرست مربوط به ملل[در فصل دهم پیدایش]، چنین نتیجه می گیرد:«این فهرست در ادبیات کهن اثری منحصر به فرد است که حتی در میان یونانیان نیز نوشته ای نمی توان یافت که اندک شباهتی به آن داشته باشد... فهرست ملل، سندی است که از دقتی حیرت انگیز برخوردار است.» (Albright, RDBL, 70-72)

*بی همتایی ماهیتش


لوئیس چِیِفر(Lewis, S. Chafer)، بنیانگذار و سرپرست قبلی دانشگاه الهیاتی دالاس گفته است:«کتاب مقدس کتابی نیست که هر کس عزم نوشتن آن کند و یا اگر عزم نوشتن آن کرد، از عهده انجام این کار برآید.»


کتاب مقدس به صراحت، گناه شخصیت های را که به آنها می پردازد ذکر می کند، حتی اگر این گناهان تصویر بدی از قوم برگزیده خدا، رهبران قوم و خود نویسندگان کتاب مقدس ترسیم کنند. برای مثال:

  •  در کتاب مقدس گناهان پاتریارخ ها ذکر شده است (پیدایش12: 11-13؛ 49: 5-7).
  •  گناهان قوم خدا ذکر شده است (تثنیه 9: 24)
  •  زنای داود پادشاه با بَتشَبَع و تلاش بعدی او در پوشاندن این گناه ذکر شده است(دوم سَموئیل11-12).
  •  نویسندگان اناجیل ضعف های خود و رسولان را ذکر کرده اند (متی 8: 10-26، : 31-56، مرقس6: 52، 8: 18، لوقا8: 24 و 25، 9: 40-45، یوحنا10: 6، 16: 32).
  •  بی نظمی و آشفتگی در کلیسا بیان شده است(اول قُرِنتیان 1: 11، 15: 12، دوم قُرِنتیان2: 4)

کتاب مقدس کتابی است که نه به خیال و پندار، بلکه به واقعیت می پردازد. کتاب مقدس نمایانگر خیر و شر، درست و نادرست، بهترین و بدترین، امید و نا امیدی و خوشی و درد  حیات است. و چنین نیز باید باشد زیرا نویسنده اصلی آن خداست و «هیچ خلقت از نظر او مخفی نیست بلکه همه چیز در چشمان او که کار ما با وی است برهنه و منکشف است» (عِبرانیان 4: 13).

 

             ۶- بی همتا به دلیل تاثیرش بر ادبیات


مَک آفی (Cleland B. Mcafee) در کتاب [بزرگترین اثر کلاسیک در زبان انگلیسی] می نویسد:

«اگر همه کتاب مقدس های موجود در شهرهای جهان را نابود سازند، می توان با استفاده از نقل قولهایی که از کتاب مقدس در کتاب های مختلف موجود در کتابخانه های عمومی این شهرها وجود دارد، بخش های اساسی آن را از نو گردآوری کرد. بسیاری از آثار بزرگ ادبی به طور خاص به این موضوع اختصاص یافته که کتاب مقدس چقدر بر آنها تأثیر نهاده است.»


گابریل سیوان می نیوسد:«هیچ اثر ادبی موجود را نمی توان یافت که به اندازه کتاب مقدس مطالب متنوع و گوناگون به خوانندگانش عرضه کند. کتاب مقدس حاوی تعلیم اخلاقی و دینی، اشعار عالی، دستور العمل اجتماعی و قوانین حقوقی، تفسیر وقایع تاریخی و تمامی شادی ها و غم ها و امید هایی است که در انسان ها وجود دارد و رهبران قوم اسرائیل و انبیایش آنها را با قدرت و شور و شوق بی نظیر بیان کرده اند.» (Sivan, BC, xiii)

 
او در مورد کتاب مقدس عبری می افزاید:«از پدید آمدن تمدن تاکنون، هیچ کتابی به اندازه [عهد عیتق] یا بخش عبری کتاب مقدس، شور و الهام در نویسندگان نیافریده است. این کتاب در زمینۀ شعر و درام و داستان، تاثیری بی نظیر از خود بر جای گذاشته است. شاعر آلمانی هاینریش هایِنه در سال 1830 در توصیف اهمیت این کتاب با کلامی تغزلی می نویسد: "طلوع و غروب آفتاب، وعده و تحقق آن، حیات و مرگ، و کل رخدادهای حیات بشری در این کتاب به رشته تحریر در آمده است ...این کتاب ملکه کتابهاست."

 
بیش از یک هزاره، نویسندگان مختلفی با دیدگاه هایی گوناگون و گاه مشترک، تقریباً در هر سرزمین و فرهنگی، در کتاب مقدس گنجینۀ بی نظیری از موضوعات و شخصیت های مختلف یافته اند. آنها در توصیف موضوعات ابدی چون خدا و انسان، منازعه خوبی و بدی، محبت، حسادت و مجاهدت انسان به جهت آزادی، حقیقت و عدالت، این موضوعات را به شکلی نوین به کار گرفته و از نو آنها را تعبیر کرده اند.» (Sivan, BC, 218)


سوزان گالاگِر (S. Gallagher) و راجِر لاندین(R. Lundin) می نویسد:«کتاب مقدس یکی از مهم ترین اسناد در تاریخ تمدن محسوب می شود و این امر نه فقط به خاطر مقدس و الهامی بودن آن، بلکه همچنین به خاطر تأثیر گستره آن بر تفکر غرب است. مسیحیت و متن عظیم کتاب مقدس به منزله جهان بینی مسلط در جهان غرب به مدت چهارده قرن، نقش بزرگی در شکل گیری فرهنگ این بخش از جهان ایفا کرده است. در نتیجه، بسیاری از متون ادبی و حتی متونی که در عصر ما که دوره ای پسا – مسیحی  قلمداد می شود نگاشته شده اند، بارها و بارها به کتاب مقدس و سنت مسیحی اشاره می کنند.» (Gallagher/Lundin, LTEF, 120)


اِلی ویزِل(Elie Wiesel) و رمان نویس مشهور و برنده جایزۀ نوبل، می نویسد:«کتاب مقدس هم اثری الهام شده است، و هم خودش منبع الهام است. چه در قلمرو اجتماعی و اخلاقی و چه در زمینه آفرینش ادبی، این کتاب تاثیری بی نظیر داشته است. ما اغلب فراموش می کنیم که کتاب مقدس به قلمرو هنری نیز مربوط می شود. شخصیت های آن دراماتیک هستند، رخدادهای مربوط به آنها بُعدی فرا زمانی دارند و پیروزی ها و شکست هایشان بسیار متاثر کننده اند. در این کتاب هر فریادی قلب ما را لمس می کند و هر ندایی عمق وجودمان را می شکافد. متون شعری کتاب مقدس نیز که به عصری دیگر تعلق دارند، با همه زمان ها سخن می گویند. این متون در طی قرون و از ورای آنها با ما، چه فرداً و چه اجتماعاً سخن می گویند.» ( BTWL, 293در مقدمۀ لیپتزن)


هارولد فیش (H. Fisch)، استاد دانشگاه Bar-llan خاطر نشان می سازد:«کتاب مقدس چنان به ژرفای ادبیات جهانِ غرب نفوذ کرده است که به آسانی نمی توان میزان آن را تعیین کرد. این کتاب بیش از هر اثر دیگری در زمان حال و گذشته، مجموعه ای از نمادها، ایدها و طرق ادراک واقعیت را در اختیار نویسندگان پس از قرون وسطی گذاشته است. این تاثیر را نه تنها در متونی که مستقیماً به شخصیت ها یا موضوعات کتاب مقدس پرداخته اند، بلکه همچنین در مجموعه گسترده ای از اشعار، نمایشنامه ها و آثار دیگر می توان یافت که آشکارا موضوعی کتاب مقدسی ندارند اما نمایانگر دیدگاهی کتاب مقدسی در مورد انسان و جهان می باشند.»       (Fisch, HCBD,136)


منتقد مشهور ادبیات، نورتروپ فرای (N. Frye)، در اثر جدید و مرجع خود تحت عنوان [آناتومی نقد ادبی] می نویسد:« ادبیات غرب بیش از هر کتاب دیگری از کتاب مقدس تاثیر پذیرفته است.» (Frye, AC, 14)


بیست و پنج سال پس از نگارش این جمله، فرای نوشت:«من خیلی متوجه این موضوع شدم که یک دانشجوی زبان انگلیسی تا زمانی که کتاب مقدس را نشناسد، بخشی مهم از آنچه را که مطالعه می کند در نخواهد یافت. دقیق ترین دانشجویان نیز بدون خواندن این کتاب در درک معنای ضمنی آثاری که می خوانند و حتی در درک معنای اصلی این متون، دچار مشکل خواهند شد.»
(Frye, GC, xii)

فیلیپ شاف (PH. Schaff) که مورخ است، در نوشتاری تحت عنوان[شخصیت مسیح]، به شکلی به یادماندنی بی همتایی کتاب مقدس و عیسای نجات دهنده را بیان کرده، می نویسد:
«آنانی که عیسای ناصری، بدون پول و اسلحه، تحت فرمانروایی خود در آورد، میلیون ها نفر بیش از افرادی است که اسکندر، قیصر، محمد و ناپلئون، تحت سیطره خود در آوردند. او بر امور انسانی و الهی چنان پرتوی افکند که مجموع تمامی فلاسفه و متفکرآن نتوانستند. بدون چیرگی بر علم بلاغت و معانی بیان چنان سخنانی را بر زبان آورد که پیش و پس از آن تا کنون گفته نشده است. این سخنان چنان تاثیراتی بر جای گذاشت که ورای توانایی خطیبان و شاعران است. او بدون نوشتن یک سطر، قلم های بسیاری را به نگاشتن واداشت و بیش از همه مردان بزرگ گذشته و زمان حال امکان پدید آمدن خطابه، بحث، کتاب های جدی، آثار هنری و سرودها و تمجید ها را فراهم آورد.»

بِرنارد رام اضافه می کند: «در مورد تحقیقات مرتبط با کتاب مقدس چنان پیچیدگی هایی وجود دارد که به هیچ عنوان با هیچ علم یا شاخه معرفت بشری قابل مقایسه نیست. از زمان پدران دوران رسولان از سال 95 میلادی تا عصر حاضر، نهری عظیم از آثاری که منبع الهام آن کتاب مقدس است، جاری بوده است:


یعنی مجموعه ای از فرهنگ های واژه های کتاب مقدس، دائره المعارف های کتاب مقدس، لغت نا مه های کتاب مقدس، اطلس های کتاب مقدس و کتاب هاب مربوط به جغرافیای کتاب مقدس. اینها را فقط باید نقطه شروع انبوه کتاب هایی دانست که مربوط به کتاب مقدس هستند. همچنین، به گونه ای تصادفی، می توانیم کتاب های بسیاری را ذکر کنیم که در زمینه الهیات، تعلیم و تربیت دینی، تاریخ کلیسا، زندگی نامه های مذهبی، آثار پرستشی، تفسیر فلسفه دین، شواهد و براهین اثبات کنندۀ کتاب مقدس، دفاعیات و نیز زمینه های دیگر نگاشته شده اند. به نظر می رسد که تعداد این کتاب ها بی پایان است ... در تاریخ بشری هیچ کتاب دیگری را نمی توان یافت که به اندازه کتاب مقدس الهام بخش نگارش این همه کتاب بوده باشد.» (Ramm, PCE53, 239)

 

            ۷- بی همتا به دلیل تاثیرش بر تمدن 

 
کتاب مقدس در تاثیری نیز که بر تمدن بشری نهاده است بی همتاست. گایسلِر و نیکس به شکلی خلاصه این تاثیر را چنین بیان می کنند:
«تاثیر کتاب مقدس و تعالیم آن بر جهان غرب، برای همه کسانی که تاریخ را بررسی می کنند، روشن است. تمدن بشری بیش از هر کتاب یا مجموعه نوشته ها، از کتاب مقدس یهودی- عبری تاثیر پذیرفته است. در واقع در جهان هیچ اثر اخلاقی یا دینی را نمی توان یافت که از نظر اخلاقیات فراتر از اصل محبت مسیحی قرار گیرد و در هیچیک از آنها نمی توان مفهومی رفیع تر از مفهوم خدایی را یافت که در کتاب مقدس معرفی شده است. کتاب مقدس بیانگر عالی ترین ایده آل هایی است که انسان ها شناخته اند، اید آل هایی که تمدن را شکل داده اند.» (Geisler, GIB86, 196-197)


گرِیدی دِیویس (Grady Davis) در [دائره المعارف جدید بریتانیکا] می نویسد:«کتاب مقدس دیدگاه خود را در مورد خدا، جهان و انسان به همه زبان های مهم اروپایی، و از طریق آن، به فرآیند های فکری انسان غربی وارد ساخته است.» (Davis, EB, 904)


وی همچنین می نویسد:«از زمان اختراع دستگاه چاپ [در اواسط قرن پانزدهم] کتاب مقدس چیزی بیشتر از ترجمه یک کتاب کهن شرقی بوده است. این کتاب را هیچکس اثری بیگانه نپنداشته است. آن قابل دسترس ترین، آشناترین و مطمئن ترین منبع و تعیین کنندۀ ایده آل های فکری، اخلاقی و روحانی در غرب بوده است.» (Davis, EB, 905)


گابریل سیوان می نویسد:«کتاب مقدس به رزمندگانِ راه آزادی جرات، و به آزار دیدگان دلگرمی بخشیده است. این کتاب راهنمای اطلاح طلبان و الهام بخش نویسندگان و هنرمندان بوده است.»    (Sivan, BC, 491)


فیلسوف فرانسوی، ژان ژاک روسو می گوید:« به آثار فلاسفه ما بنگرید. با تمام نوشته های تفرعن آمیزشان، در مقایسه با کتاب مقدس چقدر دون و حقیر به نظر می رسند! آیا ممکن است کتابی ساده و در عین حال متعال صرفاً آفریدۀ انسان باشد؟»

کِنِت وودوارد(Kenneth L. Woodward) در مجله نیوزویک خاطر نشان می سازد که «پس از دو هزار سال ...زمان را هنوز بر اساس میلاد عیسای ناصری اندازه گیری می کنند. در پایان امسال، تقویم ها در هند و چین همانند تقویم های اروپا، آمریکا و خاورمیانه، فرا رسیدن هزاره سوم را ثبت خواهند کرد.»
(   52صفحه, 1999مارس 29Newsweek] 2000سال تولد عیسی] Woodward )

 

             نتیجه گیری معقول


شواهدی که در صفحات گذشته ارائه شد، ثابت نمی کنند که کتاب مقدس کلام خداست. اما به نظر من این شواهد به روشنی بیانگر این هستند که این کتاب برتر از هر کتاب دیگری است.
یک استاد دانشگاه روزی به من خاطر نشان ساخت:«اگر تو شخص فکوری باشی ، کتابی را می خوانی که بیش از کتاب های دیگر نظرها را به خود جلب کرده باشد.»
مطمئناً می توان گفت که کتاب مقدس واجد این ویژگی است. همانگونه که تئودور روزولت زمانی گفته است: «شناخت جامع از کتاب مقدس بیشتر از تحصیلات عالی ارزش دارد.»

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط X