آیا همه به زبان ها صحبت میکنند؟
(قسمت دوم)
دِرِک پرینس که در سطح بین المللی به عنوان یکی از بزرگترین معلمان کتاب مقدس در عصر حاضر شناخته می شود به این سوالات پاسخ می دهد.
اکنون برخی از ایرادات و سوءتفاهمات را در رابطه با تجربه صحبت به زبان ها بررسی خواهیم کرد.
[عطای اقسام زبان ها]
یک ایراد و سوءتفاهم متداول بر اساس این سوال پولس می باشد:«آیا همه به زبان ها صحبت می کنند؟»
یک بازبینی محتاطانه از این عبارت نشان می دهد که جواب این سوال دلالت بر این دارد که [خیر، همه به زبان ها صحبت نمی کنند] آیا این به ان معنا است که مسیحیان عهد جدید در کلیسا بدون صحبت به زبان ها تعمید روح القدس را یافته بودند؟
خیر، این آن چیزی نیست که پولس می گوید. پولس در اینجا درباره تعمید روح القدس صحبت نمی کند بلکه درباره نشانه های ماوراء الطبیعه روح القدس که ایماندارن به دنبال تجربه اولیه تعمید روح القدس می توانند از آن بهرمند شوند اشاره می کند. این با دو آیه قبلی که پولس اشاره کرده، مطابقت می کند.
«خدا قرار داد در کلیسا، اوّل رسولان، دوّم انبیا، سوّم معلّمان؛ بعد قدرت معجزات، سپس عطایای شفا دادن و امداد و مدیریت و سخن گفتن به انواع زبانهای غیر.»
پولس از خدمات مختلفی که به وسیله اعضای کلیسا در کلیسا به انجام می رسد صحبت می کند. در بین این ها از اقسام زبان ها یا به طور تحت الفظی از [انواع زبان ها] صحبت می کند. دقیقاً در همان باب پولس به طور واضح از نُه عطا که نشانه ماوراءالطبیعه روح القدس است صحبت می کند که به وسیله روح القدس به ایماندارانی که تعمید روح القدس را یافته اند عطا می شود.
این فهرست عبارتند از:
«ظهور روح، به هر کس برای منفعتِ همگان داده می شود. به یکی به وسیلۀ روح، کلام حکمت داده می شود، به دیگری به واسطۀ همان روح، کلام معرفت، و به شخصی دیگر به وسیلۀ همان روح، ایمان و به دیگری باز توسط همان روح، عطایای شفا دادن. به شخصی دیگر قدرت انجام معجزات داده می شود، به دیگری نبّوت، و به دیگری تشخیص ارواح. و باز به شخصی دیگر سخن گفتن به انواع زبانهای غیر بخشیده می شود و به دیگری ترجمۀ زبانهای غیر. امّا همۀ اینها را همان یک روح به عمل می آورد و آنها را به ارادۀ خود تقسیم کرده، به هر کس می بخشد.» (اول قرنتیان ۱۲: ۷-۱۱)
پولس درباره عطایای روح القدس که هر ایمانداری بعد از تعمید روح از آن بهرمند می گردد صحبت می کند. در آیه 13 چنین می گوید:« زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتیم.» یا به سخنی دیگر،«ما در یک بدن تعمید یافتیم.»
پولس در اینجا دربارۀ تجربه تعمید به روح القدس برای کسانی که آن را دریافت کرده اند می نویسد. این نُه عطای روح القدس که پولس به آنها اشاره می کند، توسط هر ایمانداری که تعمید روح القدس را دریافت کرده است می تواند مورد بهره برداری قرار بگیرد. پولس به این امر اشاره می کند که اگر چه تعمید روح القدس برای همه ایمانداران است - [به واسطه یک روح در یک بدن تعمید یافتیم] - اما پس از آن، عطایای مختلف روح بین ایماندارن بر حسب اراده مطلق روح القدس تقسیم می شود.
یک ایماندار ممکن است یک عطا را دریافت کند و ایماندار دیگر عطای دیگر. ولی همه ایماندارن همه عطایا را یک جا دریافت نمی کنند.
در بین نُه عطایی که پولس ذکر کرده است.[اقسام زبان ها] هشتمین عطا می باشد. در یونانی [انواع زبان ها] ترجمه شده که همان [اقسام زبان ها] می باشد. (اول قرنتیان 12: 28)
پولس در هر عبارت راجع به یک عطای بخصوص روح القدس صحبت می کند، نه درباره تعمید روح القدس. از حوصله این مقاله خارج است که بخواهیم درباره این عطای بخصوص بررسی داشته باشیم. همین کافی است که این حقیقت را بر مبنای اول قرنتیان 12: 28 و آیه 10 از همین باب بنا کنیم. پولس در اینجا دربارۀ تعمید روح القدس صحبت نمی کند بلکه به یکی از نُه عطایای روح اشاره می کند که به بعضی از ایماندارن بعد از تعمید روح القدس بخشیده می شود.
وقتی که پولس می گوید[آیا همه به زبان ها صحبت می کنند؟] سوالی که در مغز او بود این نبود که [آیا همه در یک زمان به زبان ها صحبت می کنند؟] این درباره تعمید روح القدس در مراحل اولیه بود.(اول قرنتیان12: 30). بلکه بر عکس سوال او این است [آیا همه ایماندارنی که به روح القدس تعمید یافتند از "اقسام زبان ها" نیز بهره مند می باشند؟] جواب این سوال چه در آن زمان و چه اکنون واضح است [خیر].
با در نظر گرفتن این موضوع، ایماندارن امروزی تجربه روح القدس خود را مطابق با نمونه های عهد جدید بنا می کنند.
در عهد جدید این دو کلمه هرگز به صورت مترداف به کار برده نشده اند. هرگز کلمه charisma برای عطای روح القدس به هنگام تعمید روح القدس به کار نرفته است و بر عکس کلمه dorea نیز هرگز برای نُه عطای روح القدس که در زندگی ایماندارانی که به روح القدس تعمید گرفته اند، ظهور می یابند به کار نرفته است. زبان، تعلیم، و نمونه های موجود در عهد جدید به روشنی این دو جنبه از تجربه روحانی را از هم تفکیک می کنند.
[ آیا ثمره یک نشانه است؟ ]
آنانی که ادعا می کنند که الزاماً صحبت به زبانها نشانه تعمید روح القدس نیست. مجبورند بر اساس کتاب مقدس و با منطق، برخی نشانه های جایگزین دریگر را که از طریق آنها می توان تشخیص داد که شخص به روح القدس تعمید یافته است، نشان می دهند.
یکی از نشانه های جایگزین که عموماً برای این منظور پیشنهاد می شود، ثمرۀ روح است. به نظر اینگونه افراد، تا وقتی که شخص به طور کامل ثمرۀ روح القدس را در زندگی خود به ظهور نرساند، نمی توان قبول کرد که به روح القدس تعمید گرفته باشد.
فهرست کامل ثمرۀ روح القدس را پولس در غلاطیان 5: 22-23 بدست می دهد.
«لیکن ثمره روح، محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و پرهیزگاری است.»
طبق این آیات و سایر آیات در جاهای مختلف کتاب مقدس معلوم می شود که محبت، اولین ثمرۀ روح است که سایر ثمرات از آن منشأ می شوند. تنها یک مسیحی کم عمق و نادان می تواند این را انکار کند که ثمرات روح در کل و محبت به طور خاص از اهمیت فوق العاده ای در زندگی هر مسیحی برخوردار است. این به آن معنا نیست که ثمره روح القدس یک نشانه کتاب مقدسی برای دریافت روح القدس می باشد.
در حقیقت، ثمرۀ روح را نشانۀ تعمید روح القدس دانستن، مردود است، چون به دو دلیل ذیل بر خلاف تعالیم کتاب مقدس می باشد: رسولان، خود از این طریق تعمید روح القدس را تست[امتحان] نمی کردند. این منجر به نادیده گرفته شدن وجه تمایز بین عطا و ثمره می شود.
بیایید اول تستی را که خود رسولان در تجربه خودشان به کار بردند بررسی کنیم. وقتی که 120 نفر از رسولان در روز پنطیکاست تعمید روح القدس را دریافت کرده و به زبان ها صحبت کردند، دیگر پطرس هفته ها منتظر این نشد که ببیند آیا این تجربه در زندگی آن ها ثمرۀ روح را در مقیاسی وسیعتر از آنچه که قبلاً از آن برخوردار بودند، رشد می دهد یا خیر. بلکه بر عکس، او در همان ساعت ایستاد و بدون شک و تردید چنین گفت:
«بلکه این همان است که یوئیل نبی گفت که خدا می گوید در ایام آخر چنین خواهد بود که از روح خود بر تمام بشر خواهم ریخت.» (اعمال رسولان2: 16-17)
چه نشانه ای باعث شده بود که پطرس چنین سخن بگوید؟ هیچ چیز به جز آنکه آنها به زبان ها صحبت می کردند. هیچ نشانه دیگری علاوه بر آن لازم نبود. دوباره بعد از آنکه مردم سامره به واسطه موعظه فیلیپس ایمان آوردند، پطرس و یوحنا به آنجا رفته و برای ایشان دعا کردند تا تعمید روح القدس را دریافت کنند.
«چون رسولان در اورشلیم آگاه شدند که سامریان کلام خدا را پذیرفته اند، پِطرُس و یوحنا را نزد آنهان فرستادند. آن دو به سامره آمده، برای ایشان دعا کردند تا روح القدس را بیابند، زیرا هنوز بر هیچ یک از ایشان نازل نشده بود، بلکه تنها به نام عیسای خداوند تعمید یافته بودند و بس. پس پِطرُس و یوحنا دستهای خود را بر آنان نهادند و ایشان روح القدس را یافتند.
چون شَمعون دید که با دست نهادن رسولان روح القدس عطا می شود، مبلغی پیش آورد و به رسولان گفت:"به من نیز این اقتدار را ببخشید تا بر هر که دست بگذارم روح القدس را بیابد." پِطرُس گفت:"زَرَت با خودت نابود باد! زیرا پنداشتی عطای خدا را می توان با پول خرید!".» (اعمال رسولان۸: ۱۴-۲۰)
از این شرح واقعه این را می فهمیم که از ایمان آوردن مردم سامره تنها چند روز یا چند هفته می گذشت، با این حال بوسیلۀ دست گذاری رسولان، روح القدس را که یک تجربه کامل و منحصر به فرد بود دریافت کردند. در اینجا دیگر سوال اینکه آیا آن ها باید هفته ها یا روزها و ماه ها منتظر می ماندند تا ثمره روح القدس را در بین نوایمانان ببینند و باور کنند که آن ها روح القدس را دریافت کرده اند یا خیر در میان نبود.
دریافت روح القدس یک تجربه منحصر به فرد و کامل بود که به هیچ نشانه و یا تست و آزمایش دیگری احتیاج نداشت. انتقادی که بر خی از منتقدان در اینجا می دانند این است که: «در کتاب مقدس درباره دریافت تعمید روح القدس به وسیله مردم سامره صراحتاً اشاره به صحبت کردن به زبان ها نشده است.»
این کاملاً درست است. با این حال، کتاب مقدس به روشنی این را بیان می کند که به وسیله دست گذاری رسولان، چنان نشانه ای از قدرت مافوق الطبیه به ظهور می رسید که شمعون جادوگر حاضر بود با پرداختن مقداری پول این قدرت را حاصل کند که بر روی هر کس که دست بگذارد این نشانه مافوق الطبیه را دریافت کند. اگر ما بپذیریم که مردم سامره به وسیله دست گذاری رسولان به زبان ها صحبت کردند، پس این با تمام نمونه های دیگری که در اعمال رسولان بررسی کردیم مطابقت خواهد داشت و تجربه ایشان نیز مشابه تجربه مردمی است که طبق گزارش اعمال رسولان به روح القدس تعمید یافته بودند.
به عبارتی دیگر، اگر کسانی با یک جمع بندی ترجیح می دهند بگویند که در این اتفاق خاص در شهر سامره نشانه مافوق الطبیه دیگری به غیر از صحبت کردن به زبان ها وجود داشته است باید حداقل این را بدانند که ما نشانه دیگری در این مورد پیدا نکردیم. طبق این فرضیه، ممکن نیست که به یک نتیجه قطعی آموزه ای درباره نشانۀ تعمید روح القدس برسیم. مثلاً هیچکس نمی تواند بگوید:"من به زبانها صحبت نکرده ام، با این حال می دانم تعمید روح القدس را دریافت کرده ام، چون من همان نشانه و تجربه مردم سامره را دریافت کرده ام."
اگر مردم سامره به زبان ها صحبت نکردند، هیچ راه دیگری برای آنکه بدانیم چه نشانه دیگری می توانست جایگزین آن شده باشد وجود ندارد. بنابراین، این فرضیه ما را تنها به یک نتیجه گیری منفی و بی حاصل سوق می دهد، این فرضیه به هیچ وجه نمی تواند تأثیری بر نتیجه گیری مثبتی که از مطالعۀ سایر موارد کردیم، داشته باشد و آن اینکه مردمی که تعمید روح القدس را می یافتند، به زبان ها صحبت می کردند.
مورد دیگر شائول طرسوسی که بعداً پولس نامیده شد می باشد.
«پس حنایا رفته، بدان خانه در آمد و دست ها بر وی گذارده گفت:ای برادر شائول خداوند یعنی عیسی که در راهی که می آمدی بر تو ظاهر گشت مرا فرستاد تا بینایی بیابی و از روح القدس پر شوی.» (اعمال رسولان 9: 17-18)
در آن زمان طبق اعتراف خود پولس او مخالف و آزار دهنده کلیسا بود. ولی در اینجا او روح القدس را به عنوان یک تجربه مستقل به وسیله دست گذاری حنایا دریافت می کند و از آن گذشته به کمترین نشانه ای از دیگر ثمرات در زندگی او اشاره نشده است. یکبار دیگر، در اینجا انتقاد کرده اند که وقتی که حنایا پولس را دست گذاری کرده است او به زبان ها صحبت نکرده است. بله، درست است که کتاب مقدس شرح جزئیات زیادی درباره این اتفاق را نداده است ولی به هر حال در کنار اتفاقات متناوبی که در اعمال باب 9 روی می دهند شهادت خود پولس در اول قرنتیان را نیز باید قرار دهیم.
«خدا را شکر می کنم که بیش از همۀ شما به زبانهای غیر سخن می گویم.» (اول قُرِنتیان 14: 18)
وقتی که ما این شهادت را با دیگر نمونه های کتاب اعمال مقایسه می کنیم به این نتیجه منطقی می رسیم که وقتی حنایا پولس را برای تعمید روح القدس دست گذاری کرد او شروع به صحبت کردن به زبان ها نمود. این نتیجه گیری به وسیله دست گذاری پولس بر روی نو ایمانان در افسس تقویت می شود. «و هنگامی که پولُس دست بر آنان نهاد، روح القدس بر ایشان آمد، به گونه ای که به زبانهای دیگر سخن گفتند و نبوّت کردند.» (اعمال 19: 6).
منطقی نخواهد بود اگر فرض کنیم که پولس با دست گذاری بر روی این نوایمانان سعی داشت تجربه ای را که خود نداشت به آنها منتقل کند.
در اعمال باب 10 به مورد سرنوشت ساز کرنلیوس و اهل خانه اش اشاره شده است. پطرس و دیگر ایمانداران یهودی با اکراه و بر خلاف میل خود به خانه کرنلیوس رفتند، به این دلیل که خداوند آن ها را هدایت کرده بود. پس از موعظه کوتاه پطرس در همان لحظه همه آن ها که کلام را شنیدند روح القدس را دریافت کردند و این باعث تعجب پطرس و دیگر یهودیان گشت زیرا آن ها شنیدند که امت ها نیز به زبان ها صحبت می کردند.تا این لحظه پطرس نیز مانند دیگر یهودیان تصور نمی کرد که امّت ها مانند کرنلیوس می توانند نجات پیدا کنند و مسیحی شوند. مشاهده این نشانه یعنی صحبت به زبان ها باعث شد که پطرس و دیگر یهودیان باور کنند که امت ها نیز مانند یهودیان می توانند به مسیح ایمان بیاورند. پطرس در اینجا پیشنهاد نمی کند که لازم است منتظر ثمره روح القدس یا یک نشانه دیگری باشیم. بلکه بر عکس او دستور می دهد که تا تعمید آب را نیز دریافت کنند تا کاملاً مطیع و پیرو مسیح گردند. پطرس بعداً یک گزارش از این واقعه به رسولان در اورشلیم داد.
«چون سخن آغاز کردم، روح القدس بر آنها نازل شد، درست همانگونه که نخست بر ما نازل شده بود. آنگاه گفتۀ خداوند را به خاطر آوردم که فرموده بود:"یحیی با آب تعمید می داد ولی شما با روح القدس تعمید خواهید یافت." اگر خدا همان عطا را به آنها بخشید که پس از ایمان آوردند به عیسی مسیحِ خداوند به ما عطا فرموده بود، پس من که باشم که بخواهم مانع کار خدا شوم؟» (اعمال رسولان 11: 15-17)
از آیه های پیشین ما می فهمیم که کرنلیوس و اهل خانه اش به زبان ها صحبت کردند. اینجا پطرس لازم ندیده است که از یک نشانه قاطع و مسلم صحبت کند، او فقط می گوید:« روح القدس بر آنها نازل شد، درست همانگونه که نخست بر ما نازل شده بود... خدا همان عطا را به آنها بخشید که پس از ایمان آوردند به عیسی مسیحِ خداوند به ما.»
به عبارت دیگر، به نظر می رسد که نشانه صحبت به زبان ها یک نشانه ای بود که عموماً به عنوان نشانۀ پذیرش روح القدس قبول شده بود، و پطرس لزوم نمی دید که به آن اشاره کند. هم خودش و هم رهبران دیگر کلیساها این را پذیرفته بودند. دیگر رهبران کلیسا در آن موقع چنین گفتند:
«چون این سخنان را شنیدند، خاموش شدند و خدا را ستایش کرده گفتند:"براستی که خدا توبۀ حیات بخش را به غیر یهودیان نیز عطا فرموده است!" » (اعمال رسولان11: 18)
چه چیزی رسولان و پطرس را متقاعد کرده بود که امت ها نیز به اندازه یهودیان می توانند تجربه نجات را به واسطه ایمان به مسیح به طور کامل دریافت کنند؟ فقط و فقط یک چیز و آن حقیقت چیزی نبود جز آنکه آن ها شنیدند که امت ها نیز به زبان ها صحبت می کردند. در تمام این وقایع متوجه می شویم که نه پطرس و نه دیگر رسولان به دنبال نشانۀ دیگری در زندگی امت ها نبودند به جز صحبت به زبانها. هیچ سوالی از اینکه آن ها باید منتظر ثمره روح القدس به عنوان نشانه بوده باشند در میان نیست.
در اینکه رسولان کاملاً منطقی بودند شکی نیست. نه اینکه تصور کنیم ثمره روح القدس اهمیت ندارد، خیر، بلکه ثمره روح طبعاً از عطای روح القدس متفاوت می باشد. یک عطا به وسیله ایمان دریافت می شود ولی ثمره یک عمل تدریجی است که باید کاشته شود، پرورش یابد، و تعلیم یابد.
تعمید روح القدس یک عطا می باشد، یک تجربه منحصر به فرد که به واسطه ایمان دریافت می شود. نشانه این تجربه برای هر شخص صحبت به زبانها است.
پس از آن، هدف اصلی دریافت این عطا رشد و شکوفایی ثمره روح القدس در شخص به نحوی عالی است که هرگز پیش از این آن را تجربه نکرده است. اشتباه نیست اگر بر اهمیت ثمره روح تأکید شود. اشتباه این است که ثمره را با عطا یکی بدانیم، و نشانۀ دریافت یک عطا را با هدف دریافت آن در هم بیامیزیم.

