تبليغاتX
† مژده ی عصر جدید †

[ آیا پیش از آدم مرگ وجود داشته است؟ ]

by: Dr. Norman Geisler ، Dr. John Ankerberg

نوشتۀ: دکتر نورمن گایسلر، دکتر جان آنکِربرگ


کسانی که به موقعیت اولیۀ این جهان پایبند هستند این مورد را نمی پذیرند که قبل از سقوط انسان مرگ وجود داشته است. آنها این طور استدلال می کنند که کتاب مقدس می گوید درست بعد از آدم در نتیجه گناهش مرگ پدیدار شد:
«پس همانگونه که گناه به واسطۀ یک انسان وارد جهان شد و به واسطۀ گناه مرگ آمد و بدین سان مرگ دامنگیر همۀ آدمیان گردید از انجا که همه گناه کردند.» (رومیان 5: 12و 8: 20-22)

دکتر گایسلر پاسخ می دهد و می گوید چندین مشکل در رابطه با این بحث وجود دارد.

 اولاً، در رومیان 5: 12 بیان نمی شود که تمام حیوانات به خاطر گناه آدم مردند بلکه تمام انسانها در نتیجه این گناه مردند. دوماً، رومیان 8 نمی گوید که مرگ حیوانات در نتیجه گناه آدم پدیدار شد بلکه [خلقت تسلیم بطالت شد] (آیه 20) سوماً، اگر آدم چیزی می خورد – ضمن اینکه او برای زنده ماندن مجبور بود چیزی بخورد –  پس قبل از اینکه گناه کند حداقل گیاهان محکوم به مرگ و نیستی بودند.چهارماً و در آخر، شواهد فسیلی نشان دهندۀ این حقیقت است که مرگ حیوانات پیش از مرگ انسان بوده است از آنجا که فسیل انسانها تنها روی لایۀ بالایی[جدیدتر] و فسیل حیوانات در لایۀ پایینی[قدیمی تر] یافت شدند.


بگذارید چندین نظریه بیشتر را اضافه کنم که دکتر گایسلر در مورد آنها نوشته است: رومیان5: 12 می گوید:«پس همانگونه که گناه به واسطۀ یک انسان وارد جهان شد و به واسطۀ گناه مرگ آمد و بدین سان مرگ دامنگیر همۀ آدمیان گردید از آنجا که همه گناه کردند.» از این آیه می آموزیم که:
1. از طریق نافرمانی آدم، گناه وارد جهان شد.
2. مرگ به واسطۀ گناه آمد – اما برای چه کسانی؟
3. مرگ دامنگیر همۀ آدمیان شد.
4. مرگ دامنگیر همۀ آدمیان شد چون که همه گناه کردند.
5. توجه کنید در این آیه گفته نمی شود که مرگ دامنگیر همۀ حیوانات شد بلکه می گوید مرگ دامنگیر همه آدمیان شد.
6. به علاوه پولس رسول از چه نوع مرگی صحبت می کند؟ به یاد داشته باشید که کتاب مقدس پنج نوع مرگ را توضیح می دهد:

الف. مرگ فیزیکی – مرگ جسم(2: 26)
ب. مرگ روحانی یا  جدایی از خدا(رومیان6: 23 و افسسیان4: 18)
پ. مرگ ابدی – مرگ دوّم(مکاشفه20: 14)
ت. مرگ شریعت(رومیان7: 4)
ث. مرگ گناه(رومیان6: 11)

در رومیان5: 12 پولس رسول در اصل به نوع (ب) اشاره دارد یعنی مرگ روحانی. پیدایش2: 15- 17 به ما می گوید که چرا چنین است:«پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را در باغ عدن گذاشت تا کار آن را بکند و آن را محافظت نماید. و خداوند خدا آدم را امر فرموده، گفت:"از همه درختان باغ بی ممانعت بخور، اما از درخت معرفت نیک و بد زنهارنخوری، زیرا روزی که از آن بخوری، هر آینه خواهی مرد."»

خداوند مخصوصاً به آدم و حوا گفت روزی که آنها میوۀ ممنوعه را بخورند[هر آینه خواهی مرُد] آیا آنها آن روز جسماً مردند؟ نه جسم آنها نمرد. بعد از اینکه گناه کردند، آدم و حوا هنوز در اطراف می گشتند. در حقیقت آدم 930 سال عمر کرد. او زراعت کرد و صاحب چند فرزند شد. مرگی که در پیدایش 2و3 و در رومیان 5 توسط پولس ذکر شده است مسلماً مرگ روحانی می باشد. زمانیکه آدم گناه کرد، بلافاصله [مُرد]، همانطور که خدا وعده داده بود.

 او از لحاظ فیزیکی، ذهنی، درکی و احساسی زنده ماند اما از نظر روحانی مُرد. به این معنی که انسان رابطه دوستانه اش را با خدا قطع کرد و گرایش و تمایل به گناه را رواج داد[تا راه خود را برتر از راه خدا گرداند]. این چیزی است که به نام[عقیدۀ گناه ذاتی] معروف است. (نه یک گناه خاص، بلکه گرایش ارثی به گناه وارد عرصه و قلمروی بشری شد و انسانها ذاتاً گناهکار شدند.)


در پرتو این عقیده:
۱. معنای"مرگ به واسطۀ گناه" که پولس در مورد آن صحبت می کند با معنای مرگ جسمانی برابر نیست. اگر چنین بود، آدم و حوا آن روزی که میوه درخت ممنوعه را خوردند باید می مردند. کتاب مقدس در اصل در مورد مرگ روحانی صحبت می کند که در نتیجه گناه حاصل می شود.
2. تنها انسانها عنوان "گناهکاران" را گرفتند. تنها انسانها "مرگی به واسطۀ گناه" را می توانند تجربه کنند، حیوانات گناه نمی کنند و در کتاب مقدس عنوان گناهکاران را نمی گیرند. به علاوه حیوانات اگر پشیمان شوند و توبه کنند، به آنها پاداش زندگی ابدی تقدیم نمی شود.
3. پولس رسول به دقت مرگی را که آدم تجربه کرد در رومیان 5: 12 مشخص می نماید. مرگ دامنگیر همه آدمیان شد- نه همۀ گیاهان و حیوانات- فقط همۀ بشر گرفتار مرگ شدند.
هم چنین به رومیان 5: 18 توجه کنید:«پس همانگونه که یک نافرمانی به محکومیت همۀ انسانها انجامید، یک عمل پارسایانه نیز به پارسا شمرده شدن و حیات همۀ انسانها منتهی می گردد.» در این آیه پولس در مورد سقوط انسان، مرگ روحانی او و جدایی از خدا و هم چنین راه نجات به واسطۀ مرگ عیسی مسیح به منظور چشم پوشی از گناهان همۀ آدمیان صحبت می کند. انسانها می توانند با ایمان به مسیح پاداش[زندگی ابدی] را دریافت کنند.
4. علاوه بر مرگ روحانی، انسان زوال پذیر شد و محکوم به تمام بدبختی های این زندگی و محروم از امکان بقای ابدی جسمی گردید. به عبارت دیگر در نتیجۀ سقوط انسان، خدا آدم را محکوم به عمری محدود و حقیقت مرگ جسمانی در آینده گردانید.


خداوند در باغ عدن دسترسی به درختی را ممنوع کرد که به آدم و حوا امکان زندگی جسمانی ابدی را می داد. ما چطور این مسئله را می دانیم؟ کتاب مقدس در پیدایش3: 22-24 این مورد را برای ما می گوید:«و خداوند خدا گفت:"همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده. اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند." پس خداوند خدا او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمینی را که از آن گرفته شده بود بکند. پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقی باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیر آتشباری را که به هر سو گردش می کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند."
ظاهراً آدم و حوا امکان زندگی جسمانی ابدی را تا قبل از گناهشان وحتی بعد از آن داشتند.


"جان مک آرتور" در بررسی کتاب مقدس در مورد این آیات اظهار عقیده می کند و می گوید:«خدا به آدم گفت که او اگر میوۀ درخت ممنوعه را بخورد همان دم خواهد مُرد. اما شاید لطف خدا این بوده است که انسان تا ابد در شرایط نفرین شده و فلاکت بارش زندگی نکند. با توجه به متون وسیع تری از کتاب مقدس، طرد شدن آدم و همسرش از باغ لطفی بزرگوارانه از جانب خدا بوده است تا مانع از بقای همیشگی آنها به واسطۀ درخت حیات شده باشد.»
هم چنین قبل از سقوط انسان خداوند با آدم و حوا عهد بسته بود که زندگی جسمانی آنها را تا ابد حفظ کند. اما بعد از آنکه از دستور خدا سرپیچی کردند، نه تنها همان دم به مرگ روحانی رسیدند بلکه خداوند آن ها را نفرین کرد و به آنها گفت که سرانجام با محرومیت از درخت حیات جسماً می میرند.

در پیدایش۳: ۱۷-۱۹ به ما گفته شده است:«و به آدم گفت:"چونکه سخن زوجه ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرمودُ گفتم از آن نخوریُ پس بسبب تو زمین ملعون شد و تمام ایام عمرت از آن با رنج خواهی خورد. خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه های صحرا را خواهی خورد، و به عرق پیشانی ات نان خواهی خورد تا حینی که به خاک راجع گردی، که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت.»
تمام مسیحیان عقیده دارند زمانیکه آدم و حوا گناه کردند، این عمل باعث مرگ روحانی آنها و قطعی شدن مرگ جسمانی شان در آینده شد. هم چنین مسیحیان بر این باورند که در همین زمان گناه ذاتی پدیدار شد. به علاوه عیسی مسیح تنها راه نجات بشر از این وضعیت گناه آلود و نابخشودنی می باشد. اما حقایق موجود نشان نمی دهند که مسیحیان عقیده دارند گیاهان و حیوانات هم درست بعد از گناه آدم و حوا محکوم به مرگ شدند.


اما سقوط انسان چه تأثیری بر طبیعت گذاشت؟ معنای آیه رومیان 8: 20-22 چیست که می گوید:« زیرا خلقت تسلیم بطالت شد نه به خواست خود بلکه به ارادۀ او که آن را تسلیم کرد با این امید که خود خلقت نیز از بندگی فساد رهایی خواهد یافت و در آزادی پرجلال فرزندان خدا سهیم خواهد شد. ما می دانیم که تمام خلقت تا هم اکنون از دردی هم چون درد زایمان می نالد.»
واژه هایی همچون [بطالت] یا [پوچی] به عدم امکان دسترسی به یک هدف و مقصود اشاره دارند. تمام مخلوقات همانند بشر از گذشته تا کنون در آرزوی تغییر این نفرین الهی و تأثیرات آن هستند. به خاطر گناه بشر، خداوند عالم مادی را لعنت کرد و هم اکنون هیچ قسمتی از آفرینش کاملاً به هدف اصلی خدا تحقق نمی بخشد. بعضی از مفسران این آیه را چنین تفسیر می کنند که گناه آدم باعث بروز انواع زوال های طبیعی و درد و مرگ در آفرینش شد.


آنها چنین می پندارند که قانون آنتروپی (entropy) که به توضیح کاهش نظم عالم هستی می پردازد تا قبل از گناه آدم و حوا به اجرا در نیامد، به معنای دیگر این قانون بعد از گناه آدم و حوا به اجرا در آمد. این فرضیه گویای زمان کوتاهی بین خلقت آفرینش و سقوط آدم و حوا می باشد که نمی تواند توضیح دهد چرا شواهد فیزیکی دوره ای را نشان نمی دهند که در آن مرگ و نابودی وجود نداشته باشد.[چرا که بر اساس شواهد فیزیکی در تمام دوره ها مرگ و نابودی وجود داشته است.]
اما مشکلات عدیده ای در رابطه با این تفسیر وجود دارد. اولاً اگر نظریه روز 24 ساعته را در نظر بگیریم که خدا همه چیز را در 6 روز آفرید سپس بر اساس رومیان 8: 22 [تمام خلقت] شامل تمام کائنات و ستارگان نیز می شود. اما اگر چنین باشد آیا ستارگان بعد از اولین روز نمردند؟ علم فیزیک این طور اثبات می کند که ستارگان می سوختند و قانون آنتروپی((entropy در آن زمان به اجرا در آمده بود. اگر این مورد صحیح باشد پس زوال و نابودی از همان روز اول وجود داشته است.
همانطور که "دکتر هاگ رز" در بحث پیدایش نوشته است: زمانیکه فکر کنیم دومین قانون ترمودینامیک (thermodynamic law) برای وجود حیات تغذیه و تحرک و فعالیت های بی شمار دیگری که بیشتر ما آنها را خوب و لذت بخش می دانیم ضروروی می باشد، دیگر دلیلی نمی بینیم که قضاوت بَری در مورد این قانون داشته باشیم. قانونهای ترمودینامیک زمانی به وجود آمدند که خدا خلقت خود را [بسیار نیکو] خواند(پیدایش 1: 31).

اما باید دقت کنیم که آفرینش بسیار نیکوی خداوند را با بهترین خلقت او یا به طور دقیق تر با هدف نهایی او برای خلقتش اشتباه نگیریم. در خلقت جدید خداوند هیچ قانون ترمودینامیکی نخواهد بود- بطالت، ماتم و شیون و درد وجود نخواهد داشت. (مکاشفه21: 1-5). قانونهای ترمودینامیک با وجود بطالت پوچی و درد نیز خوب هستند زیرا انها بخشی از برنامه خداوند برای آمادگی مخلوقاتش می باشند تا از برکات و پاداش های خلقت جدید خداوند[آسمان و زمین جدیدش] لذت ببرند.
بنابراین اگر آدم و حوا در باغ عدن هر کاری انجام می دادند، پس اتلاف انرژی[خستگی] و مقدار معینی ضعف و سستی وجود داشته است. چرا؟ زیرا کارکردن برای تنفس، گردش خون، انقباض ماهیچه ها و هضم غذا ضروری می باشد. اینها همگی از هر نظر مراحل ادامۀ حیات هستند. آدم قبل از گناهش در باغ عدن کار می کرد و از آن جا محافظت می نمود.(پیدایش2: 15). بنابراین مفهوم آیه رومیان 8: 20-22 این نیست که گناه آدم باعث شروع همه نوع نابودی و مرگ شده است.
زمانیکه پولس به شیون و نالۀ آفرینش اشاره دارد. در مورد چه تأثیرات دیگری از این نفرین صحبت می کند؟ در پیدایش1: 28 خداوند به آدم دستور داد که زمین را پُر سازد و در آن تسلط نماید اما چون او گناه کرد زمین نابود و ملعون شد. تأثیر بشر بر زمین تقریباً قابل قیاس با عواقب گماشتن کودکی 2 ساله به تمیز کردن یک کمد می باشد. که اگر او را تنها بگذاریم بر اساس آن تمایل طبیعی به نامنظمی و آشفتگی، کمد نامرتب تر خواهد شد. اگر چه معمولاً کودک 2 ساله به سرعت بیش از حدّی به این نامنظمی و آشفتگی ادامه می دهد.
اشعیا24: 5 به توضیح ویرانی زمین می پردازد که در نتیجه نافرمانی بشر از دستور خدا[شکستن عهد جاودانی] حاصل شد. درست مثل اینکه قبل از انتظار داشتن کمک از کودکی 6 ساله در مرتب کردن کمد صبر کنیم کمی بزرگتر شود، آفرینش نیز منتظر این است که انسان نتایج چیرگیِ خدا بر مشکل گناه را تجربه کند.
حتی آباء کلیسایی از جمله اُریجن(Origen) که از سال 185 تا 254 پس از میلاد می زیست رومیان 8: 20-22 را اینطور تفسیر می کند که زوال و مرگ از زمان خلقت عالم در دنیای طبیعی وجود داشته است. از آن جا که اُریجن صدها سال قبل از کشفیات علمی در مورد قوانین ترمودینامیک و آنتروپی[که شامل زوال می باشند] بوده است، واضح است که او تفسیر خود را به این دلیل ارائه نداد که از نظریه های علمی جدید دورۀ خودش تبعیت کرده باشد.
آیا دلیل دیگری وجود دارد که به ما بگوید درد جسمانی و زوال و مرگ قبل از سقوط انسان وجود داشته است؟ بله. در پیدایش 3: 16 خدا به حوا می گوید:«الم و حمل تو را بسیار افزون گردانم. با الم فرزندان خواهی زایید.» او نگفت:[درد را آغاز می کنم.] گفت:[افزون یا دو برابر می کنم.] این بدین معناست که در هر صورت مقداری درد وجود داشته است.


همانطور که فیلیپ یانسی به وضوح در کتابش[where is God when It hurts] نشان داده است: مقداری درد خوب و لازم است. وقتی من دستم را نزدیک آتش می برم، درد به من هشدار خطر می دهد. اگر دردی وجود نداشت، من حس نمی کردم که انگشتانم می سوزد. درد تدبیری الهی است که ما را از نابود کردن خودمان دور نگه می دارد. مسلماً آدم و حوا قبل از طرد شدن، در باغ عدن یکدیگر را لمس می کردند و می توانستند درد را احساس کنند. بی شک یک سیستم عصبی داشتند که انها را از هر خطری در محیط اطرافشان در باغ محافظت می کرد. آنها حتماً می توانستند درد نیش زنبور را احساس کنند یا دچار سماق سمّی شوند یا با یک خار زخمی شوند. زمانیکه آدم و حوا گناه کردند عواقب و خطر درد و نابودی شروع نشد بلکه به سادگی افزایش یافت. وقتی ما انسانها این گناه را مرتکب شدیم باعث شد همگی طبیعتاً نسبت به نابودی، کار، مرگ جسمانی، درد و رنج برخوردی منفی داشته باشیم و هنامیکه در نهایت همۀ این موارد به نحوی به برنامه خداوند برای غلبۀ همیشگی بر گناه گره خورد، در کتاب مقدس چیزی نیست که ما را وادارد نتیجه بگیریم که هیچ کدام از این موارد قبل از اولین نافرمانی آدم از دستور خدا وجود نداشته است. از طرف دیگر مکاشفه خداوند از طریق طبیعت به بیان شواهد چشمگیری می پردازد که بعضی از این موارد از مدت زمانی طولانی قبل از آفرینش آدم نیز در حقیقت وجود داشته اند.


مرگ حیوانات: این مسئله چه ربطی به موضوع گناه شویان مسیح دارد؟[گناه شویان مسیح یعنی رنج مسیح برای جبران گناهان انسان]
 سوال دیگری که مطرح می شود این است که اگر حیوانات قبل از سقوط انسان نیز مردند، آیا این موضوع، تعالیم کتاب مقدس را در مورد گناه شویان مسیح تغییر نمی دهد؟ عبرانیان9: 22می گوید:«در حقیقت بنا بر شریعت تقریباً همه چیز به وسیله خون پاک می شود و بدون ریختن خون آمرزشی نیست.»
مفسران این آیه را چنین تفسیر می کنند که می گوید:«اساس پیغام انجیل بر این است که خدا به خاطره گناه مرگ و خونریزی را به وجود آورد و اگر مرگ و خونریزی حیوانات[یا انسانها] قبل از گناه آدم وجود داشته است، پس تمام اصل گناه شویان مسیح – اصل نجات– به هم می ریزد. اما این تفسیر ناقص و پُر از اشتباه می باشد. صحیح است که بدون ریختن خون، خون عیسی مسیح، گناهی بخشوده نمی شود، اما این لزوماً بدین معنا نیست که همه نوع قربانی و خونریزی برای بخشش گناه می باشد. اگر بگوییم قبل از گناه انسان هیچ خونریزی و قتلی وجود نداشته است، به همان اندازه اشتباه است که بعضی ها ادعا می کنند قبل از سیل پیدایش هیچ طوفان و رنگین کمانی نبوده است.


عبرانیان 10: 4-1 توضیح می دهد که خون حیوانات قربانی شده گناهان را از میان بر نمی دارد. قربانی کردن حیوانات تصویری جسمانی از مرگ روحانیِ در نتیجۀ گناه می باشد. که مرگ، یک جایگزین را برای شستن گناه انسانها الزامی کرد، هم چنین دلالتی برای آن قربانی نهایی شد که خداوند خودش روزی انجامش داد. از آنجا که جریمۀ گناه مرگ روحانی است، هیچ حیوان قربانی شده ای هرگز نمی تواند تاوان گناهان انسان را بدهد. گناه روحانی می باشد، و گناه شویان مسیح نیز باید توسط موجودی روحانی انجام می شد.
ریختن خون قبل از گناه آدم به هیچ دیلیل از تعالیم گناه شویان مسیح نمی کاهد یا بر آن تأثیری ندارد. با تأیید بر این مسئله که تعالیم اصلی هرگز داستان خلقتی را بیان نمی کند که در آن هیچ یک از مخلوقات خداوند قبل از گناه آدم و حوا دچار زخم و خونریزی نشده اند. حتی در یک محیط طبیعی مناسب نیز حیوانات به طور اتفاقی یا در برخورد با یکدیگر مداوم زخمی، مضروب و یا حتی کشته می شوند.

|+| نوشته شده در   ساعت   توسط X